تبليغاتX
علیه آبگیری سد سیوند
 
«زمین نیازمند حمایت شما برای مقابله با تغییرات جوی» شعار روز جهانی محیط زیست، در سال ۲۰۰۹ میلادی است. سازمان‌های جهانی زیست‌محیطی تلاش می‌کنند که سیاستمداران را به تصویب قوانین کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی متقاعد کنند.
سال ۱۹۷۲ مجمع عمومی سازمان ملل روز پنجم ژوئن را رسما روز جهانی محیط زیست نامگذاری کرد. از این سال بعد، هر سال یک موضوع مهم زیست‌محیطی از جمله گرمایش زمین، افزایش دی‌اکسید کربن، آب شدن ‌کوه‌های یخی قطب شمال، یا سوراخ لایه ازن محور برنامه‌های سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته قرار می‌گیرد. اما مهمترین مسئله‌ای که این سازمان‌ها برای حفاظت از محیط ‌زیست دنبال می‌کنند، کاهش مصرف انرژی‌های فسیلی در جهان است. 

 هرمن شر، رئیس‌هیئت مدیره "سازمان جهانی انرژیهای تجدیدپذیر" که از چندین دهه پیش برای جایگزین کردن انرژی‌های فسیلی با انرژی‌های سازگار با محیط ‌زیست تلاش می‌کند، می‌گوید: «لزوم تأمین انرژی با استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر به جای انرژی فسیلی، که غیر از آلودگی محیط زیست رو به کاهش نیز هستند، بر کسی پوشیده نیست. با این حال، باز هم وقت تلف می‌کنیم آن‌هم در شرایطی که با تغییرات شدید جوی در حقیقت زمان زیادی برایمان نمانده است.»

 آلمان پیشتاز استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر

 کمتر کشوری در دنیا در زمینه استفاده از انرژی‌های تجدید‌شونده به اندازه آلمان فعال است، تا آنجا که دولت این کشور در سال ۲۰۰۰ میلادی تصمیم گرفت نیروگا‌ه‌‌های اتمی خود را از دور خارج کند. دو سال بعد، این تصمیم تبدیل به قانون شد. آلمان ۱۷ نیروگاه‌ها اتمی دارد که یک‌پنجم برق مورد نیاز کشور را تأمین می‌کنند. بر اساس داد‌ه‌های وزارت اقتصاد آلمان، استفاده از انرژی هسته‌ای برای تولید برق ارزا‌ن‌ترین راه تأمین انرژی پس از مصرف ذغال‌سنگ است. این نیروگاه‌ها سالانه ۱۵۰ میلیون تن دی‌اسید کربن کمتر تولید می‌کنند و حدود ۳۰ هزار فرصت شغلی فراهم می‌سازند.

 با این حال، از سال ۲۰۰۵ میلادی پروسه غیر فعال کردن نیروگا‌ه‌های اتمی آلمان رفته رفته آغاز شد. بر اساس برنامه، ‌دولت باید تا سال ۲۰۲۲ میلادی تمامی ۱۷ نیروگاه ‌خود را از دور خارج و انرژیها تجدیدپذیر را جایگزین آن کرده باشد.

 آلمان با این تصمیم، راه خود را از سایر هم‌پیمان‌های اروپایی‌اش جدا کرده است، اما احزاب این کشور هنوز در مورد زمان تعیین شده توافق نظر ندارد. عده‌ای معتقدند اقتصاد آلمان به زمان بیشتری برای تغییر زیرساختهای انرژی  خود نیاز دارد. تعطیلی نیروگا‌ه‌ها یعنی از بین بردن ۳۰ هزار فرصت شغلی.

 آخیم اشتیاینر مدیر آلمانی برنامه‌های محیط زیست سازمان ملل می‌گوید:«شاید خیلیها ندانند که امروزه در شاخه‌های مختلف انرژی‌های تجدیدپذیر بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار نفر مشغول کارند. این تعداد، از تعداد شاغلان صنایع گاز و نفت که روی هم ۲ میلیون‌نفرند بیشتر است. استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر نیازمند در اختیار داشتن تکنولوژی مدرن است.» وی اشاره می‌کند، کشورهایی که مخالف استفاده از این نوع انرژی هستند یا هنوز دست ‌به ‌کار نشده‌اند یا امکان دسترسی به تکنولوژی مدرن را ندارند. 

 ایران: یک قدم مانده تا قافله تکنولوژی مدرن

در ایران، سالی یک روز، روز درخت‌کاری است. هر از گاهی هم گروهی از دوستداران محیط زیست، پلاستیک به دست راهی کوه و کوه‌پایه و جنگل و بیشه می‌شوند و آشغال‌ها را جمع می‌کنند و شبکه‌های تلویزیونی هم گاهی گذری به این راه دارند. اما بحث در مورد محیط ‌زیست، آلاینده‌‌ها و تغییرات جوی از محدوده مشخصی فراتر نمی‌رود.

 در حالی‌که استفاده از انرژیهای  تجدیدپذیر در جهان رو به افزایش است، ایران از چهل و اندی سال پیش، همچنان در پی راه‌اندازی نیروگاه‌ اتمی بوشهر برای تولید برق است. آن‌هم در قرنی که نیروگاه‌های خورشیدی و بادی با استفاده از منابع بی‌پایان و ارزان قیمت جایگزین رآکتورهای اتمی می‌شوند.  

ایران با گستردگی وسیع در یک منطقه جفرافیایی بهرمند از تابش مدام نور خورشید تا کنون تنها یک نیرو‌گاه خورشیدی در نزدیکی شهر شیراز ساخته است. نیروگاه‌ دیگر ایران، نیروگاه ‌بادی منجیل با۱۵۰ توربین است. برق تولید شده در این نیروگاه به شبکه برق کشوری متصل می‌شود.  

به گفته یکی از همکاران سازمان انرژیهای مدرن، بدون دسترسی به تکنولوژی مدرن خارج از کشور، استفاده از انرژی‌های تجدید‌پذیر آسان نیست. این در حالی است که بسیاری از کشورهای اروپایی با همکاری "سازمان جهانی انرژی‌های تجدیدپذیر" پروژ‌های مختلفی را در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته اجرا می‌کنند.

 انرژی خورشیدی در پاکستان و چین 

در حال حاضر برق مورد نیاز برخی از روستاهای منطقه هندوکش پاکستان از طریق انرژی خورشید تأمین می‌شود. صفحه‌های خورشیدی نصب شده در این منطقه در فاصله زمانی ۱۰ صبح تا ۲ بعدازظهر حرارت مورد نیاز برای پخت‌وپز را فراهم می‌کنند. آب گرم‌ روستاها نیز از همین راه تأمین می‌شود. دولت پاکستان در نظر دارد در ابعاد بزرگ از این پروژه برای شیرین کردن آب دریا استفاده کند. 

از سوی دیگر در این کشور نیز، مانند برخی از کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، درصد بالایی از انژری هدر می‌رود. بر اساس آمار رسمی در صورت صرفه‌جویی و استفاده بهینه حدود ۲۵ درصد از انرژی مصرفی کشور کاسته و در نهایت درصد قابل توجهی از آلاینده‌های محیط زیست نیز کمتر می‌شود. از سوی دیگر دولت پاکستان تلاش می‌کند، با استفاده از نیروگاه‌های خورشیدی، کمبود انرژی در این کشور را تا حدی جبران کند. 

ارشاد خان، مشاور استفاده بهینه از انرژی که "با بنیاد همکاری‌های فنی آلمان" در پاکستان همکاری می‌کند، می‌گوید: «مصرف انرژی در تکنولوژی و دستگاه‌های قدیمی بالاست. در پاکستان ما ابتدا باید مانع هدر رفتن انرژی شویم. گام بعد از تغییر مدل مصرف انرژی، تغییر انرژی مصرفی و حرکت به سوی انرژی‌های تجدیدپذیر است.»

 چین در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر رشد چشمگیری داشته و تا حد زیادی به خود کفایی نزدیک شده است. در این کشور، هر چند برخی از مناطق دورافتاده هنوز به شبکه برق متصل نیستند، اما دولت با نصب صفحه‌‌های خورشیدی و استفاده از انرژی خورشیدی، آب گرم مورد نیاز ساکنان این مناطق را که رفته رفته تعداد بیشتری را شامل می‌شوند، تأمین می‌کند.

 این کشور، با فاصله زیادی از رقیبان خود پیش‌است. صفحه‌های مورد نیاز برای تبدیل انرژی نور خورشید و گرم کردن آب، درون کشور تولید می‌شود. چین در زمینه استفاده از انرژی بادی برای استفاده در زمینه‌های گونان نیز رشد قابل توجهی داشته است.

نویسنده: شبنم نوریان - دویچه‌وله

+ نوشته شده توسط معترضان در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 12:55 |

مخالفت ‌با ساخت سد ایلی‌سو پا را از مرزهای ترکیه فراتر گذاشته است. آلمان، سوئيس و اتریش پیشگام اعتراضها هستند. ساخت سد عظیم ایلی‌سو شهرستان تاریخی حسن‌کیف را به زیر آب خواهد برد.

 روز سه‌شنبه، ششم ژوئن، مؤسسات وام‌دهی آلمان، اتریش و سوئيس به منظور ابراز نظر در مورد پروژه‌ی سد عظیم ایلی‌سو در برلین گرد هم خواهند آمد. محور بحث این نشست پاسخ به این سؤال خواهد بود که آیا ساخت این سد مطابق اصول عمده‌ی اجتماعی و زیست‌محیطی بانک جهانی خواهد بود یا خیر.

 پاسخ به این سوال پیش‌شرط اعطای وام کشورهای اروپایی به ارزش ۴۵۰ میلیون یورو است. بدون این پول و کمک‌های علمی و تجربی اروپا ساخت این سد نامحتمل خواهد بود.

 پروژه‌ی سد ایلی‌سو با اصول حفاظت از محیط زیست و میراث فرهنگی ارزشمند شهرستان حسن‌کیف در تعارض است. همچنین ۶۰ هزار تن از ساکنان منطقه باید منطقه را ترک کرده و انتقال یابند. به همین دلیل مؤسسات وام‌دهی اروپا در دسامبر گذشته خواستار توقف کوتاه‌مدت این پروژه شده و به دولت ترکیه شش ماه فرصت دادند تا طرح‌های خود را با هنجارهای بانک جهانی منطبق سازد.

 حسن‌کیف، شهرستانی بی‌نظیر و باستانی

 حسن‌کیف شهرستانی باستانی است که در ساحل دجله واقع شده است. خانه‌های این منطقه در دل کوه قرار دارند و از سنگهای طبیعی ساخته شده‌اند.  باستانشناسان می‌گویند، ‌اهمیت تاریخی حسن‌کیف هنوز روشن نشده است. هنوز هم گمان می‌رود که مناطق تاریخی زیادی در اطراف وجود داشته باشند، مناطقی که زیر خاک مدفون شده‌اند.

 شامگاه پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته (۲۱ مه) حدود ۴۰۰ تن از مخالفان این طرح، اعم از کارشناسان و نمایندگان دولتهای مختلف، در برلین گرد هم آمدند.

 نمایند‌ه‌ی آلمان گفت، در صورتیکه ترکیه شروط اروپا و استانداردهای بین‌المللی را رعایت نکند، باید این پروژه را به تنهایی پیش ببرد.

 رابرت گودلند، نمایند‌‌ه‌ی بانک جهانی، در نشست برلین هشدار داد که ساخت سد ایلی‌سو بر تأمین آب عراق اثرات بدی خواهد گذاشت. وی گفت که پروژه در تمامی بخشها استانداردهای بانک جهانی را نقض کرده و تنها نقل مکان ۶ روستا از ۲۰۰ روستای منطقه طرح‌ریزی شده است. 

نماینده‌ی بانک جهانی خاطرنشان ساخت، حتی اگر ترکیه بتواند، تا ششم ژوئن پروژه را با ۱۵۳ شرط درخواستی منطبق سازد، باز هم استانداردهای بانک جهانی در ابعاد وسیعی برآورده نشده و «آلمان، اتریش و سوئیس از پروژه‌ی ایلی‌سو خارج خواهند شد».

منبع: صدای آلمان

+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 15:4 |
اصفهان زيباترين شهر جهان در خاموشی زاينده رودش اندوهگين و افسرده است.

در ارديبهشت ماه - دومين ماه بهار بسيار پرباران امسال - در دو سوي پل‌هاي زيباي اين شهر كه از شاهكارهاي معماري جهان به شمار مي‌روند، زنده رود چنان فروخشكيده كه رهگذران ديگر نيازي به گذشتن از روي پل‌ها احساس نمي‌كنند و گام زنان بستر پهناور و خشك را مي‌پيمايند. گفته مي‌شود در بالادست، آمار بارندگي در برخي روزها به بيش از 300 ميلي متر هم رسيد اما پل خواجو، پل شهرستان و سي و سه پل سوگواراني در ميان سوگواران ساحل نزديك‌اند.

 آنچه در پي‌مي‌آيد گزارشي است در باره علت خشك شدن زاينده‌رود و تالاب گاوخوني.

اين گزارش تنها گوشه‌اي از تخريب‌هاي ناشي از ساخت وساز در حوزه‌هاي آبخيز را نشان مي‌دهد. 29 ارديبهشت روز مبارزه با ساخت وساز در آبخيز‌هاست. انتظار مي‌رود پيش از آنكه ديرشود – هر چند كه هم‌اكنون هم خيلي دير شده است - مسئولان براي جلوي‌گيري از روند لجام گسيخته ساخت‌و‌ساز در آبخيزها چاره‌اي بينديشند.

در بالادست آبخيز، ساخت سدها و سامانه‌هاي انتقال بي‌هيچ دغدغه درباره سرنوشت صاحبان آب و حقابه‌ها در پايين دست، سال‌ها و سال‌ها ادامه يافته است و البته هرگز هيچ ارزيابي‌اي از اثرات اين هجوم و تجاوز به حقوق روستائيان و جوامع بومي ‌و نيز تجاوز به طبيعت انجام نشده است. ويلاهاي كنار درياچه سد زاينده رود نيز افسانه‌هايي دارند گفتني. خروشان ماندن رودخانه و تحقق حقابه كشاورزان پايين دست و زنده ماندن تالاب گاوخوني، با پرآب ماندن درياچه سد مغايرت دارد. سد بايد پرآب باشد تا بتواند بهره برداري شود و نيز خوشي صاحبان ويلاهاي مشرف به آن منقص نشود. اين شايد عيني‌ترين دليل وجود سد زاينده رود است. وگرنه تقسيم حقابه زاينده رود از قرن‌ها پيش در شبكه‌اي بسيار منظم و انديشمندانه انجام شده بود.

شبكه سنتي زاينده رود هنرمندانه به همه جا و حتي به تالاب گاوخوني آب مي‌رسانيد. سد ساخته شد تا زمين‌هايي كه آب داشتند را دوباره آبياري كند كه البته ناتوان از مسئوليتي كه به ظاهر برايش نوشته شده بود تنها توانست محلي براي خوش گذراني گروهي خاص باشد.

پايين دست آبخيز

پس از گذر از اصفهاني كه با زاينده رود فروخشكانده شده ديگر نصف جهان نيست، اگر به دنبال سرنوشت رود باشيم با گذشتن از تاريخي كهنسال، فاصله اصفهان، دشتي، زيار، برسيان، اژيه را به طول 109 كيلومتر طي مي‌كنيم و به ورزنه آخرين شهر آبخيز در 30 كيلومتري تالاب گاوخوني مي‌رسيم. راه 110 كيلومتري ديگري اصفهان را به كوهپايه، سپس به قورتان با قلعه تاريخي عصر آل بويه آن و سپس به ورزنه با كبوترخانه‌هاي بزرگ و ساختمان‌هاي حامل معماري درخشان و پايدار بومي‌منطقه مي‌رساند. انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري شهر ورزنه، تاريخ اين شهر را از هزاره سوم مي‌دانند و شواهد زيادي از جمله بناي مسجد جامع ساخته شده روي بقاياي يك آتشكده ساساني، آراسته با كتيبه‌هاي عصر تيموري، مويد اين ادعاست. گويش خاص منطقه كه از گويش پهلوي ساساني به جامانده و نيز آداب و پوشش زنان تا اندازه زيادي هويت ديرينه اين جامعه بومي‌در پايين دست‌ترين بخش‌هاي آبخيز زاينده رود را آشكار مي‌كند.

مردم ورزنه مي‌گويند كه بخش زيادي از اراضي آنها پس از ذخيره و انحراف آب در بالادست‌ها، ديگر هيچ آبي دريافت نمي‌كند و باير و بياباني شده است. كشاورزان دسترسي بسيار كمي‌به آب دارند. با وجود خشكي زاينده رود در بالادست‌ها، زير پل آجري تاريخي ورزنه با طول 86 متر و عرض 5/6 متر و ارتفاع 6 متر كه در زمان صفويه ساخته شده، گذر آب ديده مي‌شد. گفتند كه اين در حقيقت پساب كارخانه‌هاي بالادست است كه تصفيه نشده در بستر خشكيده زاينده رود رها شده و وارد شهر ورزنه مي‌شود. اين پساب سمي، زمين‌هايي را كه حقابه شان در سد زاينده رود به ناحق ضبط شده را شور و تخريب مي‌كند. نيز ورود آن به تالاب، آخرين بازمانده‌هاي گونه‌هاي جانوري را به مرگ دسته جمعي محكوم كرده است. عكس‌هاي تالاب بيانگر سرنوشت دهشتناك تالاب و همه موجودات و جوامع وابسته به آن است. 30 كيلومتر پس از ورزنه به چاهه زاينده رود يعني به تالاب گاوخوني مي‌رسيم.

تالاب گاو خوني

آنگونه كه مردم مي‌گويند گاو خوني يا گاو خواني به معناي بزرگ چاهه است. گاو خوني25 كيلومتر طول و 15 كيلومتر عرض و 470 كيلومترمربع وسعت داشته است. اين تالاب يكي از 22 تالاب ايران به شمار مي‌رود كه در سال 1354 به ثبت پيمان نامه بين المللي رامسر رسيد. ارتفاع تالاب از سطح درياي آزاد 1470 متر و بيشينه ژرفاي آن يك متر بود. تالاب تا پيش از مرگ خود همه ساله ميزبان شمار زيادي پرندگان مهاجر مانند بود كه تالاب را براي زمستان گذراني و جوجه آوري برمي‌گزيدند. اينك تالاب نه ديگر آنگونه كه از نامش برمي‌آيد بزرگ است و نه ديگر آبي دارد.

تا دوردست‌ها نه نيزاري، نه زيستگاهي، نه ماهي و جانور آبزي، نه دوزيست و جانور كنارآبزي و نه پرنده مهاجري. هرچه هست كويري است برهوت كه زمينش از خشكي مي‌تركد و قاچ‌هاي ژرف دارد؛ كويري كه با هر وزش باد، گردوخاك و غبار پر از مواد شيميايي بجا مانده از پساب رها شده كارخانه‌هاي بالادست را به كام كودك و پير و جوان جوامع بومي‌پيرامون مي‌ريزد.

پيامد ساخت و ساز در آبخيز بر جوامع بومي

نيل پستمن، در كتاب «تكنوپلي» خود از دلباختگان تكنولوژي سخن مي‌راند و نام تكنوفيل را بر آنها مي‌نهد. تكنوفيل‌ها مانند يك عاشق به تكنيك و فناوري مي‌نگرند بي‌آنكه لحظه اي نقاب از چهره آن بردارند يا اندكي به پيامدهاي آن بينديشند. پستمن چنين ادامه مي‌دهد:« اين چنين انسان‌هايي خطرناكند و بايد با احتياط با آنان روبرو شد». سد بسيار بزرگ زاينده رود با ظرفيت ذخيره 1200 ميليون مترمكعب در 1348 به دست تكنوفيل‌هاي شركت‌هاي غيرايراني منتفع در ساخت‌وساز در آبخيزها ساخته شد. در زماني كوتاه پس از ساخت سد، روستاهاي پايين دست و نزديكترين همسايگان تالاب گاوخوني از جمله روستاي شاخ كنار متروكه شدند. كشاورزان با دستي كوتاه از همه جا، زمين‌هاي موروثي پررونقشان را كه با ساخت سد به كويري بي آب و باير بدل شده بود رها كردند و به سرنوشتي نامعلوم و تلخ در حاشيه شهرها محكوم شدند.

اهالي منطقه، زمان خالي از سكنه شدن شاخ كنار را همان زمان‌ها اعلام مي‌كنند. ويرانه‌هاي اين روستاي كهنسال- در 10 كيلومتري تالاب- در پايين‌ترين نقطه رودخانه زاينده رود حكايت غم انگيز تجاوز به حقوق جوامع بومي، ناديده گرفتن حقابه آنها از رودها و پايمال كردن حقوق ديرينه چندين هزارساله آنها بر تالاب‌هاست. اهالي ورزنه مي‌گويند كه حق آنها از آب زاينده رود در اسناد بجامانده از عهد صفوي و حقابه‌هايي كه شيخ بهايي براي آنها درنظر گرفته بود بازتاب يافته است. تقسيم آب زاينده رود با كمك دانش حقيقي شيخ، چنان انجام شده بود كه تا پايين‌ترين بخش‌ها، حقابه بران سهم خود را مي‌يافتند و طبيعت نيز سهم خود را مي‌يافت.

50 سال ساخت و ساز در آبخيزها با نام توسعه، پيامدهاي بسيار ناگواري بر كوهستان‌ها و دشت‌ها، جوامع بومي‌و كشاورزان و نيز بر تالاب گاوخوني برجاي گذاشت. غصب حقابه‌ها كم كم از روستاهاي مجاور تالاب به سوي بالادست آبخيز به پيشروي پرداخت و بخش بزرگي از اراضي كشاورزي ورزنه را دربرگرفت. ورزنه از سال 1347 داراي شهرداري است و شهر به شمار مي‌رفته است. اما بخش بسيار بزرگي از اراضي كشاورزي‌‌اش به كويري خشك بدل شده است.

ورزنه تنها 13500 نفر جمعيت دارد. اين شهر اگر حقابه‌‌اش غصب نشده بود مي‌توانست گذشته از قطب كشاورزي بودن، يكي از مهم‌ترين مراكز گردشگري ايران باشد؛ به‌ويژه كه توان تواماني از يادگارهاي تاريخي و يادگارهاي طبيعي را دارا بود. اين شهر مي‌توانست تا اين حد مهاجرفرست نباشد و شايد ده‌ها و صدها برابر جمعيت كنوني جمعيت داشته باشد. ماهيگيري پررونق تالاب، بخشي از معيشت اهالي روستاهاي منطقه و نيز ورزنه را تشكيل مي‌داد و خشكاندن تالاب، ماهيگيري، شكار، گردآوري گياهان خودرو و ديگر مباني معيشتي زيستي متكي به آن را از ميان برد. بيابانزايي ناشي از ساخت‌وساز از بالاترين نقطه تا پائين‌ترين نقطه آبخيز به‌شدت محسوس است و از 50 كيلومتري تالاب كاملا چشمگير مي‌شود. خشكيدن تالاب گرد و غبارهاي دائمي‌و خشكي زياد اقليم منطقه را به دنبال داشت.

نخوت و بي بصيرتي تكنوكرات‌ها

سازمان آب منطقه‌اي سابق اصفهان كه با استاني شدن سازمان‌هاي آب در مجلس ششم به دو سازمان آب اصفهان و چهار محال بختياري تبديل شد با كمك يك شركت پرقدرت ديگر، بيش از 30 سد در پرونده ساخت و سازهاي خود دارد. از اينها بدتر سامانه‌هاي انتقال حوضه به حوضه هستند كه آب را از حوضه اي به جاي ديگر و استاني ديگر و.... مي‌برند و بدترين اثرات را بر جوامع بومي‌و روستائيان كشور داشته و دارند. گفتني آنكه اين تراوشات ذهني تكنوفيل‌هاي سدساز، جز زيان براي مردم به‌ويژه كشاورزان و روستائيان مولد خوراك،ثمري نداشته است. متاسفانه شركت‌هاي ساخت و ساز وطني پس از رفتن شركت‌هاي چند مليتي فرنگي سرازپانشناخته به ساخت و ساز در آبخيزها ادامه دادند. به قول خواجه شيراز« سرشكم آمد و عيبم بگفت روياروي/ شكايت از كه كنم خانگي است غمازم.»

ليوتار در گزارشي درباره دانش مي‌نويسد «تكنوكرات‌ها اعلام مي‌كنند كه نمي‌توانند به چيزي كه جامعه آن را به عنوان نيازهاي خود معرفي مي‌كند اعتماد كنند، آنان «مي‌دانند» كه جامعه نمي‌تواند نيازهاي خود را بشناسد، زيرا اين نيازها متغيرهايي مستقل از تكنولوژي‌هاي جديد نيستند. اين امر در واقع نخوت و بي‌بصيرتي تصميم‌گيران به شمار مي‌رود.» نخوت و بي بصيرتي ما تكنوكرات‌هاي دانش نياموخته فارغ التحصيل از دانشگاه‌هاي كشور چنان سرنوشتي براي رودها و آبخيزها و شهرها و دشت‌هاي كشور رقم زده است كه هجوم مغولان را به ياد مي‌آورد. با اين تفاوت كه مغولان پس از تصرف تمدن‌هاي كهن بي درنگ دانستند كه نمي‌دانند و ياد‌گيري دانش بومي‌ژرف ايران زمين را پيشه كردند اما تكنوكرات‌ها حتي نمي‌دانند كه نمي‌دانند و بيش از 5 دهه است كه در جهل مركب به تخريب ادامه مي‌دهند. زهي شوربختي كه اين تخريب را توسعه نيز مي‌ناميم.

منبع: همشهری

+ نوشته شده توسط معترضان در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 8:47 |

کشورهای عضو سازمان ملل متحد در هدف هفتم هزاره‌ سوم متعهد شده‌اند که برای جلوگیری از هدر رفتن منابع زیست محیطی اصول توسعه پایدار را در سیاستها و برنامه‌ریزیهای کشوری ادغام کنند.

 توسعه‌ی پایدار محیط زیست، به یک معنا، همه‌ی هدف‌های هزاره را به یکدیگر پیوند می‌دهد. حفاظت موثر و مداوم از منابع طبیعی در حقیقت فراهم کردن شرایطی مناسب برای ادامه‌ی حیات انسان‌ها در دراز مدت است. با این همه افزایش پرشتاب جمعیت جهان و نیاز روزافزون به انرژی، مواد غذایی و مواد اولیه، در بسیاری از موارد به قربانی شدن محیط زیست می‌انجامد.

ضرورت برآورده کردن نیازهای عاجل بشر امکان برنامه ریزی بلند مدت را که از ملزومات توسعه‌ی پایدار است، به ویژه به کشورهای در حال توسعه نمی‌دهد. گرچه نمونه‌های فراوانی در یک قرن گذشته نشان داده که هزینه‌ی جبران آسیب‌های وارد شده به طبیعت در طرح‌های توسعه‌ی اقتصادی اغلب از منفعت آنها بیشتر است.

 در کنار اجرای اصول توسعه پایدار، به نصف رساندن جمعیتی که به آب سالم آشامیدنی دسترسی ندارند تا سال ۲۰۱۵ و بهبود چشمگیر زندگی لااقل ۱۰۰ میلیون زاغه‌نشین تا سال ۲۰۲۰ بخش‌های دیگری از هدف هفتم هزاره‌ی سوم است. امضاء کنندگان سند توسعه همچنین خود را ملزم کرده‌اند روند پرشتاب نابودی گونه‌های گیاهی و جانوری را متوقف کنند.

 کمبود آب تصفیه شده، جلوه‌ای از توسعه‌ی ناپایدار

 حدود یک میلیارد و دویست میلیون نفر از ساکنان جهان به آب تصفیه شده دسترسی ندارند. برخی از منابع این رقم را تا یک میلیارد و پانصد میلیون نفر نیز ذکر کرده‌اند.  دبیرکل سازمان ملل بان کی مون در پیامی به مناسب روز جهانی آب در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد که دو میلیارد و ششصد میلیون نفر از کمبود آب سالم و دیگر امکانات بهداشتی، مانند تاسیسات دفع و تصفیه فاضلاب محروم‌اند. آلوده شدن و هدر رفتن آب دو دلیل اصلی کمبود آن محسوب می‌شوند. برخی از کارشناسان تغییرات جوی از جمله خشکسالی را نیز در این کمبود موثر می‌دانند.  

بر اساس برآوردهای نهادهای بهداشت سازمان ملل منشاء ۹۸ درصد کمبود آب به عملکرد انسان مربوط است و سهم دلایل طبیعی در این کمبود تنها بر دو درصد بالغ می‌شود. در بخش وسیعی از کشورهای در حال توسعه بین ۳۰ تا ۵۰ درصد آب تصفیه شده به دلیل فرسودگی لوله‌ها و ناکارآمد بودن زیرساخت‌ها هدر می‌رود.

 

به نظر می‌رسد تنها با صرفه‌جویی در مصرف آب و بهبود شبکه‌های آب رسانی بتوان مشکل کمبود آب را تقریبا حل کرد. اما واقعیت این است که این وضع حاصل سا‌ل‌ها بی‌توجهی به مصالح محیط زیست در اجرای طرح‌های توسعه بوده و تصحیح آن اکنون به بودجه‌ای نیاز دارد که در اختیار کشورهای در حال توسعه نیست و سال‌های طولانی به طول خواهد انجامید. به رغم این جهان امروز راهی ندارد جز اینکه در برنامه‌های جدید توسعه به حفاظت از محیط زیست توجه کند.

 آب و فعالیت‌های کشاورزی

 در ایران سهم فعالیت‌های کشاورزی از آب مصرفی بیش از ۹۰ درصد است. متوسط این میزان در بسیاری از کشورها به ۷۰ درصد نمی‌رسد. یکی دیگر از نمونه‌های بی توجهی به توسعه‌ی پایدار بهره‌وری پایین آب مصرفی در کشاورزی است. برخی از کشورها در ازای یک متر مکعب آب تا دو کیلو محصول برداشت می‌کنند، در حالیکه این رقم در ایران به طور متوسط از نیم کیلو تجاوز نمی‌کند.

بهره‌وری آب برای مناطق مختلف و محصولات گوناگون متفاوت اما تقریبا همه‌جا پایین‌تر از متوسط جهانی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که به جز بهره‌وری پایین، دست کم ۳۰ درصد آب مصرفی در کشاورزی هدر می‌رود. برای بالا کشیدن هر مترمکعب آب از چاه‌های عمیق یک تا یک و نیم کیلووات ساعت انرژی مصرف می‌شود. علاوه بر این برداشت بیش از حد، ذخیره‌های تجدید ناپذیر آب را با خطر جدی روبرو کرده است.

 به گفته‌ی پرویز فتاح، وزیر نیرو، «صرف نظر از شرایط خشکسالی در حال حاضر برداشت و تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی با ۶ میلیارد متر مکعب تراز منفی روبرو است.» این روند در سال‌های اخیر به معنای حفر چاه‌هایی به عمق ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر بوده و آب‌های زیرزمینی بسیاری از دشت‌های کشور را با آبهای شور و تلخ مخلوط کرده است. با ادامه‌ی این وضع، در آینده‌ی نه چندان دور کشاورزی در بسیاری از مناطق ایران ممکن نخواهد بود.

 آبی که هدر می‌رود

 هدر رفتن آب فقط مخصوص فعالیت‌های کشاورزی نیست. به طور متوسط سی درصد از آبی که با هزینه‌ی سنگین تصفیه می‌شود، به دلایلی از جمله فرسودگی شبکه‌های آبرسانی تلف می‌شود. این میزان در برخی از شهرها تا پنجاه درصد نیز برآورد می‌شود. در بسیاری از شهرهای ایران از جمله رشت عمر شبکه آبرسانی به پنجاه سال می‌رسد.

 به رغم این از آنجا که رساندن آب سالم به روستاها و گسترش شبکه فاضلاب از اولویت‌های نخست محسوب می‌شود، فعلا امکان زیادی برای ترمیم شبکه‌های فرسوده وجود ندارد. به گفته‌ی رسول زرگر معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب «۴ / ۹۸ درصد جامعه شهری و ۷۰ درصد روستاها به آب سالم و بهداشتی دسترسی دارند.» اما سیستم بهداشتی دفع فاضلاب حتا در شهرها وضعیت مطلوبی ندارد.

 طبق اظهارات زرگر، تنها سی درصد شهرها که حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ایران در آنها زندگی می‌کنند، زیر پوشش تاسیسات بهداشتی دفع فاضلاب هستند. فاضلاب بسیاری از شهرها و روستاهای ایران بدون تصفیه شدن به رودخانه‌ها و دریاچه‌ها سرازیر می‌شوند و از این راه منابع آبی را هر روز آلوده‌تر می‌کنند.

 وزیر نیرو هشتم آبان ۸۷ در مراسم افتتاح پنجمین نمایشگاه صنعت آب و فاضلاب در تهران می‌گوید: «در سال جاری مجموع اعتبارات بخش آب بالغ بر ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان می‌باشد که هزینه‌های احداث این طرح‌های در دست اجرا با قیمتهای جاری ۴۱ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود.»

 این سخن به این معناست که اگر قیمت‌ها بالا نرود که می‌رود، و اگر مسئولان برای جلب نظر مردم وعده‌های جدید ندهند که می‌دهند، با اعتباری که هم اکنون در اختیار است و با توجه به میزان تورم باید ۱۵ سال صبر کرد تا طرح‌های در دست اجرا به بهره‌برداری برسد.

 

سد سازی، توسعه منابع آبی؟

 به گفته‌ی مقام‌های محلی ۷۵ درصد آب‌های جاری در استان کرمان هدر می‌رود. یکی از راه‌های مهار این آبها سدسازی است که اگر یا بررسی و مطالعه‌های لازم انجام نشود، می‌تواند خسارت‌های جبران ناپذیری به محیط زیست وارد کند. جمهوری اسلامی گسترش سد‌سازی را یکی از افتخارات خود عنوان می‌کند. تاکنون بیش از نود سد در ایران ساخته شده و طرح ساخت همین تعداد نیز در دستور کار است.

 بررسی‌های مختلف نشان می‌دهند در احداث بسیاری از سدها توسعه‌ی پایدار محیط زیست رعایت نشده و در همین دو دهه نیز معضلات برخی از این سد سازیها اشکار شده است. این سدها گرچه آب را ذخیره می‌کنند اما در بسیاری از مناطق به خشک شدن قنات‌ها، دریاچه‌ها و تلاب‌هایی منجر می‌شوند که نقش‌شان در ذخیره و مصرف بهینه‌ی آب بسیار موثرتر است.

  

سد سیوند همچنان در دست احداث است

 در همایشی که اردیبهشت ماه ۸۷ زیر عنوان «سدهای بزرگ؛ پیامدها و جایگزین‌ها» در تهران برگزار شد، اغلب کارشناسان سدها را «توهم توسعه‌ی منابع آبی» خوانده‌اند. بانک جهانی در گزارش سال ۸۶ خود متذکر می‌شود، ایران حتا در مناطق زلزله‌خیز نیز سد احداث می‌کند. به اعتقاد کارشناسان آبی که پشت سدها جمع شده به دلیل بی‌توجهی به فراهم کردن زیرساخت‌های مناسب و ضروری، نقش مهمی در توسعه‌ی کشاورزی ندارند.

 محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع در همایش یادشده می‌گوید: «اگر مجموع مساحت اراضی کشاورزی را که در پشت سدهای احداث شده قرار گرفته‌اند و در انتظار آب‌های اهدایی به سر می‌برند، حدود یک و نیم میلیون هکتار در نظر بگیریم، در بهترین شرایط با اختصاص بودجه‌های کنونی تنها می‌توان به تجهیز سالانه 20 هزار هکتار از اراضی کشاورزی پایین دست به کانال‌های آبیاری فرعی امیدوار بود، یعنی 70 سال زمان لازم است تا سدهای کنونی کشور مجهز به کانال‌های آبیاری شوند.»

 یکی دیگر از مشکلات این سدها عدم برنامه‌ریزی و امکنات لازم برای لایروبی و نگهداری آنهاست. اغلب سدها هر سال بخشی از ظرفیت خود را به دلیل انباشته شدن رسوبات از دست می‌دهند و پیش از آنکه عمر مفید خود را پشت سر بگذارند از گل و لای پر شده‌اند.

 همچنین در حالی که کل مصرف سرانه آب کشور ۹۵ میلیارد متر مکعب برآورد شده، سالانه ۵ تا ۱۰ میلیارد متر مکعب آب پشت سدها تبخیر می‌شود. میزان مصرف کل آب آشامیدنی و آبی که در سال آبی ۸۵ -۸۶ درصنعت مورد استفاده قرار گرفت روی هم به حدود ۷ میلیارد مترمکعب می‌رسد.

 ویرانی محیط زیست

 بخش بزرگی از ایران کویری و پوشش گیاهی کشور ناچیز است. به رغم این مراقبت از همین پوشش نیز به خوبی انجام نمی‌شود. بانک جهانی با استناد به آمار و اطلاعات رسمی جمهوری اسلامی میزان تخریب جنگل‌ها را چشمگیر عنوان می‌کند. بنابر این گزارش «مساحت جنگل‌ها و مراتع ایران از ۵ / ۱۹ میلیون هکتار در سال ۱۹۴۴ به کمتر از ۴ / ۱۲ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۰ کاهش یافته است.»

 مطابق گزارشی که ۱۸ مهرماه ۸۶ از سوی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی منتشر شد، ۱۶۰ رودخانه‌ی مهم کشور آلوده‌اند و آلودگی ۷۰ رودخانه بسیار زیاد است. سالانه بیش از ۲۰ میلیون تن فاضلاب تصفیه نشده به آبهای جاری سرازیر می‌شوند. سازمان بین‌المللی دریانوردی سال ۲۰۰۷ خلیج فارس و دریای عمان را منطقه‌ی ویژه دریایی اعلام کرد.

 صدیقه ببران، مدیر گروه مطالعات توسعه پایدار و محیط زیست مرکز تحقیقات استراتژیک با اشاره به این گزارش‌ها دیماه ۸۶ به ایرنا اظهار داشت: «سالانه بیش از یک میلیون و ‪ پانصد هزارتن نفت به خلیج فارس و دریای عمان نشت پیدا می‌کند.» در کنار این آلاینده‌ها که به گفته‌ی ببران عمدتا به فعالیت‌های مربوط به استخراج و حمل و نقل نفت مربوط هستند، ورود مقادیر زیادی فاضلاب و زباله به آب‌های جنوب ایران باعث شده خلیج فارس در ردیف آلوده‌ترین آب‌های جهان قرار گیرد.

 دریای مازندران نیز هر سال آلوده‌تر می‌شود. بخشی از این آلودگی به ورود فاضلاب و تخلیه زباله در کناره‌های دریا مربوط است و بخشی دیگر به فعالیت‌های کشاورزی.

 محمدرضا مرتضی‌پور معاون حفاظت و بهره‌برداری آب منطقه‌ای گیلان  خاطرنشان می‌کند: «آمار نشان می‌دهد در سال ۱۳۸۴ در استان گیلان ۹۰ هزار تن کود شیمیایی مصرف شده است، ضمن اینکه درسال هزاران لیتر سموم کشاورزی و صدها تن فاضلاب وزباله‌های خانگی و صنعتی وارد منابع آب استان گیلان می‌شوند.» بر اساس گزارش‌های رسمی آلودگی میکروبی آب‌های ساحلی خزر بسیار بیشتر از استانداردهای بین‌المللی است و در مناطقی چون نوشهر و چالوس میزان برخی پارامترها حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر حد مجاز است.

 حاشیه‌نشینی، پدیده‌ای رو به گسترش

 یکی از پیامدهای آسیب‌های وارد شده به طبیعت و سیاست‌های ناموزن توسعه مهاجرت از روستاهاست. نسبت جمعیت ساکن در شهرها و روستاها در چهار دهه‌ی گذشته کاملا برعکس شده و اکنون ۷۰ درصد ایرانیان (حدود ۵۰ میلیون نفر) در شهرها زندگی می‌کنند.

 بخش بزرگی از این جمعیت در حاشیه‌ی شهرها به سر می‌برند و تعداد حاشیه‌نشینان تا ۱۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود. اکثریت این افراد به دلیل بیکاری و گران بودن مسکن قادر به سکونت در شهرها نیستند. حسینعلی شهریاری عضو کمیسیون بهداشت مجلس پانزدهم بهمن ۸۶ به خبرگزاری فارس می‌گوید، ده میلیون ایرانی تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند که اکثر آنها حاشیه نشین‌اند.

 به گزارش ایسنا مدیربافت‌های فرسوده و ساماندهی حاشیه نشینی شهرداری مشهد، سعید اکبریان، ۲۷ خرداد ۸۷ در یک نشست خبری اظهار داشت، جمعیت حاشیه‌نشین مشهد، ۸۲۰ هزار نفر، برابر با  جمعیت چهار استان کشور و معادل یک سوم جمعیت شهر مشهد است.»

 در مورد تعریف حاشیه‌نشینی و تعداد کسانی که در حاشیه‌ی شهرها زندگی می‌کنند اختلاف بسیار است. استانداری تهران با محدود کردن مفهوم حاشیه‌نشینی به کسانی که به صورت غیرمجاز در نزدیکی شهرها سکونت دارند، تعداد آنها را تقریبا به نصف تقلیل می‌دهد. مطابق آماری که از سوی منابع رسمی منتشر شده، بعید نیست تا ده سال دیگر یک سوم جمعیت کل کشور حاشیه‌نشین باشند. اکثر حاشیه‌نشینان افراد فقیر و محرومی هستند که از امکانات بهداشتی و رفاهی کمترین بهره را می‌برند.

 ضرورت چرخش به سوی حفظ محیط زیست

 گرچه بی توجهی به حفاظت محیط زیست تقریبا تمام ابعاد زندگی بشر را تهدید می‌کند، مسئله‌ی کمبود آب محور اصلی چالش‌های آینده است. بر اساس بررسی‌های سازمان ملل اگر تغییری جدی در وضعیت کنونی رخ ندهد تا سال ۲۰۳۰ میلادی ۵ میلیارد نفر از ساکنان کره زمین به نحوی با مشکلات ناشی از کمبود آب درگیر خواهند بود.

 آمار موجود نشان می‌دهد، در چنین شرایطی در ایران که در منطقه کم‌ آب جهان قرار دارد، تعداد کسانی که از دسترسی به آب سالم محرومند هر بیست سال دو برابر می‌شود. کارشناسان معتقدند گرچه برنامه‌های توسعه گاهی وارد شدن لطمه به محیط زیست را ناگزیر می‌کند، هیچ توسعه‌ای بدون توجه به حفاظت پایدار محیط زیست در دراز مدت سودمند نخواهد بود.

 تخریب محیط زیست اغلب بر اثر سودجویی افراد و سیاست‌های نادرست دولت اتفاق می‌افتد. همه‌ی کشورهای عضو سازمان ملل با امضای اعلامیه‌ی هزاره و پیمان‌های دیگر متعهد شده‌اند، جلوی سودجویی‌ها را بگیرند و در تدوین سیاست‌های و برنامه‌های کلان، به ویژه حفاظت از آب و هوا را مد نظر قرار دهند. با این همه آمار و بررسیهای موجود نشان می‌دهد، اقدام‌های بسیاری از حکومت‌ها، از جمله جمهوری اسلامی، در این راه کافی و کارآمد نبوده است.

 نویسنده: بهزاد کشمیری‌پور - صدای آلمان

 

+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 17:43 |

آبگيری سد سيمره واقع در شهرستان دره‌شهر، اسفند امسال انجام مي‌شود.

معاون اجرايی طرح سد و نيروگاه سيمره گفت: بايد هم‌اكنون دريچه‌های اين سد بسته شود، چون مخزن 2/3 ميليارد مترمكعب حجم دارد و حدود يك سال طول می‌كشد با توجه به‌آورد، آب رودخانه تا به حد نرمال برسد.

فرشيدفر در گفتگو با «مهر» گفت: اگر از امسال كار آبگيری انجام شود سال آينده به تراز نرمال مي‌رسد تا نيروگاه وارد مدار شود.

وی تصريح كرد: سد و نيروگاه برقي سيمره بر روي رودخانه در حال ساخت است كه مشخصات ظاهری اين سد شامل، سد از نوع بتنی دوقوسی است و ارتفاع آن 180 متر است و عرض در پی سد حدود 28 متر است.

مسئول اجرايی سد سيمره با اشاره به اين كه طول تاج سد 202 متر و عرض آن 6 متر است، افزود: حفاري تزريق 520 هزار متر، حجم تقريبی بتن بدنه 550 هزار متر، حجم حفاری تكيه‌گاه‌ها 390 هزار مترمكعب، حجم حفاری سرريز 270 هزار مترمكعب و حجم بتن‌ريزی سرريز 80 هزار متر مكعب است.

فرشيدفر گفت: سد و نيروگاه برقی سيمره سالانه 850 گيگابايت ساعت انرژي توليد می‌كند و در حال حاضر سد 70 درصد پيشرفت فيزيكی دارد.

وی افزود: پيش‌بينی می‌شود كل اعتبارات هزينه شده براي سد 730 ميليارد تومان باشد.

منبع: اطلاعات

+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 18:42 |

حسن‌کیف قرار است از طرف یونسکو به عنوان میراث فرهنگ جهانی شناخته شود. دانشگاه استانبول حسن‌کیف را که در ساحل دجله واقع شده، بواسطه دارابودن ِ بناهای تاریخی فراوان  سزاوار الحاق به میراث فرهنگ جهانی  می‌داند. این شهرستان که با  ۲۰۰ بنای تاریخی و پراهمیت‌اش یکی از مهم‌ترین مناطق باستانی جهان به حساب می‌آید، و در سال ۱۹۸۱ به‌عنوان منطقه‌ی حفاظت شده‌ شناخته شده، بواسطه‌ی سد ایلی‌سو بر رودخانه‌ی دجله به زیر آب خواهد رفت. ساخت اين سد عظيم باعث ويرانی مكان‌های باستانی و تاريخی شده و هزاران نفر را بی‌خانمان می‌كند .


مقامات ترکیه اهداف اين پروژه را تأمين آب مورد نياز مناطق كشاورزی و نيز تهيه‌ی برق منطقه می‌نامند. رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه، به هنگام شروع کار سدسازی، طی مراسمی ساخت سد ايلی‌سو را در جنوب شرقی تركيه بيانگر توجه دولت به جنوب شرقی كشور دانسته و گفته بود اين سد منافع بسياری را برای ساكنان اين منطقه به همراه می آورد. اردوغان اميدواراست كه با اجرای اين پروژه، اوضاع نابسامان منطقه‌ی كردنشين ترکیه بهبود يابد، حدود ده هزار موقعيت شغلی ايجاد و آب مورد نياز كشاورزی نیز تأمين شود و همچنين محلی برا‌ی جذب گردشگران بوجود آید.

مخالفان اين پروژه می‌گويند، اين اقدام باعث ازبين‌رفتن آثار قديمی و هنری در شهر حسن‌كيف شده است. آنها بر این‌ نظرند که ويران‌شدن مكا‌نهای قديمی مثل قلعه‌ی حسین‌کیف، کاخ بزرگ، مساجد، غارها و آرامگاه‌های آن در شهر حسن كيف جبران‌ناپذیر است .  

انتقادهای جهانی همچنان ادامه دارند 

هفت هزار نفر از مخالفان سد ایلی‌سو در نامه‌ای به مقامات ترکیه و همچنین به رهبران کشورهای آلمان، اتریش و سوئیس خواستار توقف ِ ساخت این سد شده‌اند. این نامه به این جهت به مقامات این سه کشور نوشته شده که شرکت‌هایی از این سه کشور در ساخت این سد با دولت ترکیه همکاری می‌کنند. هزینه‌ی ساخت این سد دو میلیارد یوروست و دولت ترکیه با بودجه‌ای معادل ۴۵۰ میلیون یورو ساخت این سد را از نظر مالی تضمین کرده ‌است. 

تضمین دولتی در حالی‌ست که ترکیه بخاطر اجرای این طرح در معرض انتقادهای وسیع جهانی قرار گرفته‌است. قرار است با این طرح ۶۰ هزار نفر نقل مکان داده ‌شوند. بسیاری از سازمانهای جهانی و به خصوص بانک جهانی مخالف این پروژه است. اندرو فورکینگ، رئیس پیشین بخش ترکیه‌ی بانک جهانی، در این مورد می گوید: «بناهای باستانی این منطقه تنها در صورتی می‌توانند از خطر نابودشدن نجات یابند که کمکهای مالی خارجی به ترکیه قطع شوند.»

دویچه‌وله

+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 16:19 |

معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست ایران، از تصمیم‌گیری نهایی برای احداث جاده میان گذر تالاب انزلی خبر داد.


به گزارش خبرگزاری مهر، پس از اینکه اصرار وزارت راه و ترابری برای ساخت این جاده و مخالفت سازمان محیط زیست با این تصمیم به نتیجه نرسید، تصمیم نهایی به معاونت علمی و فناوری رئیس جمهوری سپرده و در نهایت منجر به تأیید طرح وزارت راه و ترابری برای احداث این جاده شد.

اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره احداث این میان‌گذر و تبعات آن می‌گوید.

رادیو فردا: آقای کهرم، پیش از این بارها در مورد احداث جاده میان‌گذر در این منطقه اظهارنظرهایی صورت گرفته بود. احداث این جاده چه تأثیری در آینده تالاب انزلی دارد؟


اسماعیل کهرم: با کمال تأسف چندی پيش طرحی تصويب شد که جاده‌ای از کنار انزلی بگذرد به نام جاده «کنار گذر انزلی»، اما به تدريج مسير آن به وسط انزلی منتهی شد.

ما شاهد بوديم که وجود اين جاده يعنی پايه پل‌های فلزی آن باعث شد آب در بعضی از رودخانه‌های منتهی به تالاب مانند زرجوب به قدری کاهش يابد که منطقه سیاه کشیم که بخشی از تالاب انزلی است، کاملاً خشک شود.

جاده‌هايی که با پايه‌های درون آب احداث می‌شوند، باعث بند آمدن آب رودخانه‌هايی است که اين تالاب را مشروب می‌کند. در نتيجه ميزان آبی که وارد اين تالاب می‌شود ابتدا کاهش يافته و قسمت‌های مختلف خشک می‌شود؛ يعنی همان بلايی که سر تالاب انزلی آمده است.

يادآوری می‌کنم که تالاب انزلی يک تالاب بين‌المللی و جزو کنوانسيون رامسر است و اکنون متأسفانه در ليست مونترال قرار دارد.

قرار گرفتن تالاب انزلی در ليست مونترال به چه معنی است؟

به اين معنی که اين تالاب در حال خشک شدن است و به مراقبت نياز دارد، اما نه تنها مراقبتی به اين تالاب نمی‌شود بلکه می‌بينيم اقداماتی صورت می‌گيرد که موجب تخريب بيشتر اين تالاب مهم بين‌المللی می شود.

آقای کهرم! پيامدهای منفی تخريب اين تالاب چه خواهد بود؟

نسل‌های زيادی هستند که می‌گويند ما «انزلی‌چی» هستيم، يعنی در کنار اين تالاب زندگی کرده‌اند، صيد کرده‌اند و از آب، نيزارها، ماهی‌ها و پرنده‌های آن بهره‌برداری کرده‌اند و به‌طور کلی زندگی خود را مديون و مرهون اين تالاب می‌دانند.

اگر اين تالاب خشک شود، به هزاران نفر «انزلی‌چی» و کسانی که در حاشيه تالاب هستند، بايد چگونه برخورد کنیم؟

در نظر داشته باشيم که وقتی تالاب هامون در سيستان و بلوچستان خشک شد، ۲۴۰ هزار نفر از مردم مکان زندگی خود را از دست دادند، مزارع آنها خشک شد و مجبور شدند به نقاط ديگری مهاجرت کنند.

از طرف ديگر مزارعی که داشتند خشک شد و به جای آنکه باد در شهر زيبای زابل طراوت آب هامون را به شهر ببرد، متأسفانه شن و خاک را بر سر مردم ريخت، آب کمياب شد و زارعت و دام‌ها از بين رفتند، يعنی تمام زندگی اين ۲۴۰ هزار نفر به باد رفت. حال می‌توان پيش‌بينی کرد که اين ماجرا دقيقاً در تالاب انزلی هم اتفاق خواهد افتاد.

چرا بايد نسبت به پديده‌ای که معيشت هزاران نفر را تأمين می‌کند، بی‌توجهی کرد؟ تخريب تالاب‌ها تمام زندگی، آب و هوا، معيشت و کميت و کيفيت آب را تحت تأثير قرار می‌دهد.

آقای کهرم! معاون علمی و فن‌آوری رئيس جمهوری اعلام کرده که ۶۰ درصد طول اين جاده به صورت پل است و فقط ۴۰ درصد تالاب با خطر احداث جاده روبه‌رو است. شما فکر می‌کنيد به اين صورت روند تخريب کند خواهد شد يا همچنان ادامه خواهد يافت؟

مگر ما زمين کم داريم که جاده را ببريم داخل تالاب انزلی احداث کنيم؟ اين اقدامات بی‌توجهی به طبيعت است. حتی اگر ۴۰ درصد اين راه به صورت جاده و ۶۰ درصد آن به صورت پل باشد، باز هم تأثير منفی خود را باقی خواهد گذاشت، چرا که پايه‌ها و بدنه فلزی پل که در داخل تالاب نصب می‌شود، باعث تخريب تالاب خواهد شد.

من پيش‌بينی می‌کنم ظرف ۱۰ سال آينده، وضعيت تالاب انزلی از اين هم بدتر خواهد شد و احتمالاً تالاب انزلی را از دست خواهيم داد.

رزا آژیری

+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 9:44 |