تبليغاتX
علیه آبگیری سد سیوند

تصویری از عملیات تعریض جاده‌ی منتهی به جنگل ابر

با وجود مخالفتهای بسیار احداث جاده‌ دوبانده منتهی به "جنگل ابر" همچنان ادامه دارد. آیا دستهای پنهانی در کار است؟ دست‌هایی که در دست زمینخواران و ویلاسازان است؟ 

عملیات راه‌سازی و تعریض جاده‌ی ‌‌خاکی که منتهی به جنگل ابر می‌شود با وجود مخالفت سازمانهایی نظیر سازمان جنگلها و مراتع و محیط زیست همچنان ادامه دارد. "جنگل ابر" در استان سمنان واقع است. به گفته‌ی مدیر کل جنگل‌های خارج از شمال، اصغر مطهری، به نقل از روزنامه‌ی اعتماد، "جنگل ابر" که آن را یکی از بی‌نظیرترین جنگلهای خاور میانه نامیده‌اند، حاوی درختانی است که از ذخایر کشور محسوب شده و عمرشان به چهارهزار سال می‌رسد. وی قطع این درختان را صدمه‌ای جبران‌ناپذیر نامیده و می‌گوید، این مسئله  آب دشت سمنان را نیز با خطر مواجه می‌کند. خبرگزاری مهر در گزارشی که در این باره منتشر کرده می‌نویسد، ماشین‌های راه‌سازی در حالی به جان "جنگل‌ ابر" افتاده‌اند که حتی شخص وزیر راه و ترابری و دستگاه‌های مجری، اجرای این پروژه را به لحاظ اقتصادی به صرفه نمی‌دانند. برخی از مدافعان طرح به مصوبه‌ی هیأت دولت در مورد "جنگل ابر" در اولین سفر استانی سمنان اشاره می‌کنند. ولی کارشناسان می‌گویند، ‌در این مصوبه اجازه‌ی تعریض جاده‌‌ی خاکی باریک قدیمی تا این ابعاد داده نشده است.الهه‌موسوی، خبرنگار زیست‌محیطی از تهران می‌گوید: « این جاده الان جاده‌ی کوچک مالرویی است که یک باند دارد. مصوبه‌ فقط گفته که شیب این جاده را گرفته، پیچ آنرا اصلاح و کمی هم آسفالت کنند. در حالی که حتی جای جاده را هم تغییر دادند. جای آن را آوردند به سمت زمینهای خودشان. سال گذشته مدیر کل منابع طبیعی استان سمنان اعلام کرد که مصوبه تفسیر به رأی شده. هدف مصوبه تنها ایمنسازی بوده، در حالی که در عمل چیز دیگری دارد اجرا می‌شود».

در همین رابطه دویچه وله گفتگویی داشته است با الهه‌ موسوی و نظر وی را پرسیده است. 

دویچه‌وله: خانم موسوی، آیا مسیر منتهی به "جنگل ابر" در اصل احتیاج به جاده‌ی دوبانده دارد؟

الهه موسوی: این مسیر اصلا نیاز به جاده ندارد. به این دلیل که در آنجا ۳ یا ۴ جاده‌ی فعال وجود دارد که در حال استفاده است. یکی از این جاده‌ها جاده‌ی رامیان به سمت جاده‌ی اولنگ، دیگری جاده‌ی خوش‌ییلاق و سومی جاده‌ی توسکستان است. در مورد یکی از این جاده‌ها که کمی ناامن است طرحی دارد اجرا می‌شود که هنوز هم به پایان نرسیده تا این جاده‌ را ایمن کنند. بنابراین اصلا لزوم احداث یک جاده‌ی جدید در آن منطقه کاملا غیر اقتصادی و غیر قابل توجیه است.

گفته می‌شود که "جنگل افراتخته" که در نزدیکی "جنگل ابر" واقع است به خاطر وجود درختان سرخدار از ذخایر ایران محسوب می‌شود. ‌آیا ساخت این جاده آسیبی به این درخت‌ها وارد نمی‌کند؟

ساخت این جاده یا دوبانده کردن جاده‌ی مالروی کنونی ۱۰۰ درصد به ذخایر جنگل افراتخته که شامل درختان کم‌نظیر و ممنوع‌القطع سرخدار است صدمه می‌زند. به این دلیل که مردم به این درختان دسترسی پیدا می‌کنند و به راحتی می‌توانند آن را تخریب کنند.

گفته شده که سازمان محیط زیست و جنگل‌ها و منابع طبیعی با عریض شدن "جنگل ابر" مخالفت کرده‌اند. پس چه دست‌هایی در کار است که این کار باز هم ادامه دارد؟

متولی حفظ این جنگلها در درجه‌ی اول سازمان جنگلها و منابع طبیعی است. متأسفانه این سازمان از ابتدا برخورد درست و یکدستی با این قضیه نداشت. یعنی بخشی از کارشناسان و مدیران سازمان جنگلها و منابع طبیعی با این طرح مخالفت کردند، اما بخشی از آنها حتی مجوز پیکه‌کوبی دادند. رئيس سازمان محیط زیست در سال گذشته مجوز پیکه‌‌کوبی این جاده ‌را داد، یعنی تعیین مسیر آن را. این برخورد دوگانه و غیر قاطعی که بیشتر از سازمان جنگلها و گاهی هم از سازمان محیط زیست دیده شد باعث شد که این پروژه به طور غیر قانونی شروع شده و بعد از مواجهه با اعتراض رسانه‌ها و فعالان زیست‌محیطی یک مدت متوقف شد و دوباره به محض اینکه اعتراضها خوابید دوباره شروع شد و متأسفانه من فکر می‌کنم‌، اگر سازمان جنگل‌ها و منابع طبیعی و سازمان محیط زیست محکم‌تر می‌ایستادند و از حق قانونی خود دفاع می‌کردند‌، می‌شد امیدوار بود که چنین پروژه‌ای در همان ابتدا منحل شود.

دست چه کسانی در کار است؟ چه کسانی اصرار دارند که این جاده ساخته شود؟

متأسفانه در اغلب پروژه‌های راه‌سازی که در چند سال اخیر دارد اجرا می‌شود این نیروهای پشت پرده خیلی مؤثر بودند. در پروژ‌ه‌ی جاده‌ی زرین‌گل هم می‌بینیم که نمایندگان استانهای گلستان و سمنان در اجرای غیر قانونی این پروژه  بی‌تأثیر نیستند و با لابیهایشان توانستند این پروژه را به رغم این همه اعتراضها و درگیر‌یها تا اینجا برسانند که الان ما خبردار شده‌ایم پروژه در حال انجام است و قول آن را از مسئولین گرفته‌اند. خبرهایی که ما داریم این است که این نمایندگان و استاندار اسبق استان گلستان که الان یکی از مسئولین سازمان محیط زیست هم هستند، از لابی‌های مختلف استفاده کردند تا بتوانند این پروژه را به سرانجام برسانند و ما خبرهایی داریم مبنی بر اینکه افرادی دارند به نوعی از نفوذشان استفاده می‌کنند و در آنجا زمین دارند و مایلند که این جاده به هر ترتیبی که هست سر و سامان پیدا کند و دوبانده شود تا قیمت زمینهایشان بالا برود و بتوانند در آنجا ویلا‌سازی بکنند.

 آنها هدف از عریض کردن این جاده را چه عنوان می‌کنند؟

آنها می‌گویند که مردم محلی این را می‌خواهند. در حالی که ما با مردم محلی آنجا صحبت کرده‌ایم. مردم محلی بخصوص سالمندان منطقه اصلا مایل نیستند به جنگل‌های آنجا صدمه بخورد. هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای پشت این پروژه نخوابیده است. اگر قرار باشد که شما برای یک مبدأ و مقصدی که ۴ تا ۵ جاده از آن عبور می‌کند دوباره جاده‌ی‌ ششم تعریف بکنید، هیچ توجیه منطقی و اقتصادی پشت آن ندارید. همچنانکه اخیرا یکی از مسئولان سازمان جنگلها گفته که این جاده‌ی "جنگل ابر" حتی توجیه اقتصادی هم ندارد. البته اینجا بحث منفعت سیاسی هم مطرح می‌شود و آن هم این است که نمایندگان یادشده به بعضی از صاحبان زمین و سرمایه‌گذارها قول دادند که این جاده را احداث بکنند؛ و در واقع رأی دوره‌ی بعدی مجلس را به این وسیله پیش‌خرید کرده‌اند.

منبع خبر: دویچه وله

 

+ نوشته شده توسط معترضان در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 12:25 |

سرپرست هيأت کاوش‌هاي باستان شناسي هگمتانه از کشف و شناسايي سيستم آبرساني جديدي در لايه‌هاي تاريخي مدفون در اين بستر تاريخي خبر داد.

يعقوب محمدي فر در گفتگو با ميراث آريا، ضمن بيان اين مطلب افزود:در فصل 16کاوش که از بيستم مهر ماه آغاز و کماکان نيز ادامه دارد سيستم آب‌رساني جديدي در لايه‌هاي تاريخي مدفون در اين بستر تاريخي شناسايي کرديم البته در زمان کاوش‌هاي دکتر صراف کانال‌هاي روباز آب‌رساني در خيابان‌ها شناساي شده بود. رئيس دانشکده هنر و معماري دانشگاه بوعلي همدان با اشاره به شناسايي کانال‌هاي آب رساني روباز و سرپوشيده در اين بستر تاريخي اظهار داشت:در اين فصل در دو سمت کنار حاشيه معبر، لوله‌اي سرپوشيده به قطر 15 سانتي متر کشف شد.

به گفته وي؛ اين لوله‌ها با استفاده از آجر و سطح ساروجي با ترکيبي از آهک و گل، آب را به خانه‌ها هدايت مي کردند. دانشيار گروه باستان شناسي دانشگاه بوعلي به کشف بقاياي معماري قسمتي از يک خانه در مرحله اول فصل شانزدهم کاوش اشاره کرد و گفت: در اين مرحله، دقيق بودن نقشه‌هاي معماري ارايه شده توسط صراف براي ما اثبات شد.

به گفته اين دکتراي باستان شناسي؛ در راستاي ايجاد سايت موزه اقدام به ايجاد چهار ترانشه در مرحله نخست و پنج ترانشه در مرحله دوم کرديم تا بتوانيم براي ايجاد سايت موزه فضايي را مشخص کنيم. محمدي فر شناسايي و تعيين ساختار کلي شهرسازي و گاه‌ نگاري را يکي از اهداف مهم اين فصل از کاوش اعلام کرد و گفت: بررسي و تشخيص کاربري اين فضاها براي ما از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

وي با اشاره به ايجاد چهارترانشه بر روي پي اين تپه تاريخي، تخريب لايه‌هاي معماري دوران معاصر بر روي لايه‌هاي تاريخي را يکي از مشکلات کاوش در تپه تاريخي هگمتانه دانست.

به اعتقاد اين استاد دانشگاه؛ به دليل نفوذ لايه‌هاي معماري دوران پهلوي اول و دوم بسياري از بخش‌هاي مربوط به بافت‌هاي تاريخي از بين رفته براي نمونه در يک ترانشه 10 در 10 چندين چاه کشف کرديم که ساختار معماري دوره‌هاي تاريخي را به شدت تخريب کرده بود.

وي اضافه کرد: دراين فصل به سراغ ارتفاع و کف منازل رفتيم و سپس به تجريه و ارزيابي مدارک در مورد کاربري فضاها پرداختيم. وي انجام اين مرحله از کاوش را براي يافتن معابر ساختار شهري امري ضروري دانست و افزود:براساس گمانه‌زني و لايه‌نگاري‌هاي انجام شده توسط مرحوم آذرنوش، بافت اصلي شهر صخره سپس بر روي آن، سطح سازي و سپس بر روي آن معماري تاريخي ايجاد شده است.

سرپرست هيأت کاوش‌هاي باستان شناسي در هگمتانه همچنين از شناسايي بيش از 16 نوع خشت بر روي بسترسازي هاي مورد اشاره خبر داد.محمدي فر با بيان اين که در يکي از ترانشه‌هاي فصل قبلي بافت معماري يافتيم که در همان دوره تخريب شده بود تصريح کرد: به نظرمي‌رسد ترکيب اين بافت که با بافت خشت هاي دوره اشکاني متفاوت است مربوط به اوايل دوره ساساني باشد.

به گفته رئيس دانشکده هنر ومعماري دانشگاه بوعلي؛ البته در يکي از ترانشه‌ها توده اي از خشت يافتيم که در اين توده تعدادي آجر سلجوقي، ايلخاني قرار داشتند.

وي همچنين از کشف لايه‌هاي معماري مربوط به دوره‌هاي مياني اسلامي و اوايل اسلامي هم‌چون ايلخاني و سلجوقي خبر داد و افزود: به زودي نتايج آزمايشگاه به منظور تعيين دقيق دوره تاريخي اين لايه‌ها مشخص خواهد شد.

منبع: میراث آریا

+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 15:57 |

کاریز نام فارسی قنات است

"علي اصغر سمسار يزدي"در گفتگو با ايرنا در يزد افزود: دفتر منطقه اي يونسکو درتهران پيشنهاد ثبت جهاني اين قناتها را تاييد کرده است. وي اضافه کرد: بر اساس مذکرات صورت گرفته ميان مرکز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آبي و سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان يزد،دستورالعملي به منظورثبت ملي اين قناتها به اين مرکزارائه شده و قرار است اطلاعات و مستندات آنها تهيه و جمع آوري شود.
سمسار يزدي گفت: در حال حاضر، پرونده پنج مورد از قناتهاي ياد شده تهيه شده و پرونده ساير قناتها نيز تا سه ماه آينده تکميل و به صورت يک مجموعه به مراجع ذيربط تسليم خواهد شد. به گفته وي،قنات قبضه گناباد، ابراهيم آباد اراک، ورزوان ميمه اصفهان ، مون اردستان، زارچ و حسن آباد يزد، گوهرريز جوپار کرمان و قنبرآباد و بروات بم در فهرست اين قناتهاي شاخص قرار دارند.
وي با بيان اينکه گفته مي شود قنات زارچ در دوران اسلامي و يا پيش از اسلام احداث شده است،گفت:قنات قبضه گناباد نيز از قدمت بسيار بالايي برخوردار است. وي گفت: قنات حسن آباد يزد به دليل آبدهي بالا و قنات جوپار در کرمان هم به دليل دارا بودن نوعي ماهي بي نظير، شهرت يافته اند. قناتها در گذشته منبع تامين آب مورد نياز مردم بوده است.
+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 15:39 |

تنگ هايقر معروف به گراند كانيون ايران در 35 كيلومتري جنوب غربي شهرستان فيروزآباد و بعد از روستاي رودبال واقع شده است.

پس از طي 20 كيلومتر از فيروزآباد به سمت شهر قير، 15 كيلومتر جاده ارتباطي، ما را به محلي مي‌رساند كه نخستين صحنه‌ها، آمد و شد پرهياهو و غرش دلخراش كاميون‌ها در بستر رودخانه است؛ مكاني كه بي‌شك زماني محل جولان پرندگان در لابه‌لاي درختاني بي‌بديل بوده است. عمليات احداث سد هايقر‌ بيشتر از يك سال است كه آغاز شده است. محل احداث، درست ابتداي تنگ هايقر است‌. امتداد رودخانه مملو از حوضچه‌ها و درياچه‌هاي فراوان است.

ستون‌هاي بلند و كشيده به همراه غارها و دالان‌ها هريك مأواي پرندگان و جانوراني است كمياب و ناشناخته. تنوع و كثرت گياهان و درختان در پيچ و خم‌ها و ارتفاعات دره بسيار است، اما قرار است قسمتي از اين حيات، ناشناخته نابود شود. در سراسر رودخانه، فسيل‌ها و سنگ‌واره‌ها خودنمايي مي‌كنند. با ساخت اين سد، حداقل
 12 كيلومتر مربع از مرغوب‌ترين زمين‌هاي كشاورزي در امتداد رودخانه و نيز جنگل‌هاي تنك زاگرسي به زير آب خواهد رفت ضمن آنكه مسيل 300 كيلومتري رودخانه پس از احداث سد مستقيما دستخوش تغييرات زيست‌محيطي مي‌شود.

در توجيه احداث اين سازه آبي، ادعا شده است كه 45 كيلومتر مربع از دشت دهرم و احمد آباد به‌صورت مكانيزه آبياري خواهد شد، اما براي آنكه مشخص شود تا چه اندازه اين ادعاها صحت دارد بد نيست برخي ادعاهايي را كه توجيه‌گر سدهاي ديگر است بررسي كنيم، البته با توجه به مشاركت وزارت نفت دراين طرح، از هم‌اكنون قابل پيش‌بيني است كه توسعه مكانيزه كشاورزي و گردشگري اولويت نيست بلكه اين توجيه در واقع پوششي است براي ساخت اين سازه و  هدف اصلي‌، تامين آب شهرهاي صنعتي – نفتي علامرودشت، لامرد و جم است وبس.

شريان حيات را قطع مي‌كنند

 2 رودخانه مهم استان فارس قره آقاج و فيروزآباد، دشت‌هاي منطقه و زمين‌هاي كشاورزي را سيراب مي‌كنند. اين دو رودخانه با پيچ و خم‌هايي از قسمت مركزي و جنوب استان مي‌گذرند و پس از مشروب كردن گستره فراواني از زمين‌هاي كشاورزي و دشتستان‌ها، نخلستان‌ها و باغ‌هاي مركبات، در شمال غرب بوشهر به يكديگر مي‌پيوندند و از آنجا به بعد تحت عنوان رودخانه مند راهي خليج‌فارس مي‌شوند.

در ا ين ميان، رودخانه فيروز آباد پس از گذشتن از شهرستان فيروزآباد وارد تنگ هايقر مي‌شود، اين در حالي است كه انبوه جنگل‌هاي زاگرسي پس از محل احداث سد وجود دارد كه قرن‌هاست حيات خود را مديون جريان پيوسته اين رودخانه هستند و مسلم است كه با بستن سد روي اين تنگه ديري نخواهد پاييد كه اين رويشگاه بي‌نظير زاگرسي و نيز زيستگاه پرندگان و جانوران، دستخوش تغييرات شديدي در پايين دست خواهد شد و به ‌ تدريج‌ از بين خواهند رفت. همچنان‌كه اطراف سد مخزني هايقر مملو از درختان جنگلي از جمله درختان بادام وحشي است؛ اين درختان كه از گونه‌هاي ناياب و منحصر به فرد زاگرسي محسوب مي‌شوند نيز با آبگيري مخزن به زير آب خواهند رفت. اما تبعات ناگوار اين سد‌سازي‌ تنها به پوشش گياهي محدود نمي‌شود بلكه كشتزارهاي برنج اطراف اين رودخانه هم نابود خواهد شد.

با اين حال سخن مسئولان اجرايي كشور در توجيه پروژه‌هاي سد‌سازي‌ قابل تامل است؛ چنان‌كه پرويز فتاح، وزير وقت نيرو در مراسم آغاز عمليات اجرايي سد هايقر گفت: در هر منطقه‌اي كه مبادرت به ساخت سد كرده‌ايم، توانسته‌ايم از زيان‌هاي ناشي از خشكسالي جلوگيري كنيم و در مناطقي كه هنوز موفق به انجام آن نشده‌ايم، زيان‌ها بسيار بوده است. ‌‌(سخنراني وزير نيرو، پرويز فتاح/ آبان‌ماه 87/ روزنامه ايران/ شماره 4058)

تاريخ انقضاي سدسازي

فوايد احداث سدها چندين دهه است كه در سراسر جهان زير سؤال رفته است. سال هاست كه پروژه‌هايي با عنوان برچيدن سدها تعريف شده و در دست اجراست. اكنون در بسياري از كشورهاي توسعه يافته به اين واقعيت دست يافته‌اند كه سدها نه تنها فايده‌هايي را كه عنوان مي‌كرده‌اند، نداشتند كه به عكس زيان‌ها و خسارات مالي و انساني بسيار گسترده‌اي را به بار آورده‌اند. جوامع موسوم به پيشرفته كه الگوي تقليد بسياري از كارشناسان ساخت و ساز بوده‌اند هم اينك با جديت بسيار به پاك كردن اشتباهات بسيار بزرگ خود ‌ مشغول شده‌اند. نگاهي به كتاب سدها و توسعه كه از سوي سازمان ملل متحد با توجه به تجربيات ناسازگار سرمايه‌گذاري‌هاي كلان بانك جهاني در سراسر دنيا منتشر شده و خوشبختانه به فارسي هم برگردانده شده است نشان مي‌دهد كه تصميم‌گيري براي ساخت سدها همواره از سوي شركت‌هايي انجام شده كه در مطالعه و ساخت اين سازه‌هاي به درد نخور منتفع بوده‌اند.

منافع ملي، مردم و منافعشان هيچ جايي در روند تصميم‌گيري براي ساخت سدها ندارند و البته هرجا با طبيعت بي‌مهري شده خسارات ايجاد شده چه در كفه اقتصاد ملي، چه در كفه معيشت جوامع بومي و چه در كفه طبيعت و محيط‌زيست و ميراث طبيعي، بسيار گسترده و گاه جبران ناپذير و هزينه‌هاي تلاش براي جبران اين خسارات سرسام آور بوده است.

يافته‌ها حاكي از آن است كه در مواردي وزن آب مخزن سدها باعث لغزيدن گسل‌ها و در نهايت بروز زلزله مي‌شود. از ديگر تبعات ناگوار سدها آن است كه دماي آب مخزن خود را بالا مي‌برند و با تغيير كيفيت آب سبب خوراك وري (eutrophication ) آب مخزن مي‌شوند كه نه تنها بويناك و نامناسب براي شرب و كشاورزي هستند(نمونه سد ميناب) كه سبب از ميان رفتن آبزيان در مخزن و نيز در سراسر مسير رودخانه مي‌شوند. جنگل زدايي از پيامدهاي بسيار ناگوار و حتمي سدسازي است كه نه تنها در بالادست و محل مخزن كه در تمام مسير رودخانه در پايين دست تا چاهه رودخانه به محو  بيشه‌زارها و فضاهاي سبز طبيعي وابسته به رودخانه و جريان آن مي‌انجامد.

حتي اگر هزينه‌ها و خسارات سنگين سدها به مردم و جوامع بومي و محيط‌زيست و طبيعت را هم در نظر نگيريم بازهم سدها در ميان همه شيوه‌هاي توليد برق از گران‌ترين گزينه‌ها هستند و به‌ويژه در مقايسه با نيروگاه‌هايي چون نيروگاه‌هاي گازي كاملا ناكارآمد و غيراقتصادي بشمار مي‌روند( برگرفته از كتاب رودهاي خاموش، ترجمه فاطمه ظفرنژاد). اما دركشوري كه آفتاب پرسخاوتش در همه روزهاي سال منبع لايزال نيروست چرا اصلا بايد درآن ‌سد و نيروگاه برقابي با تخصيص چنين حجم عظيمي از منابع مالي محدود كشور ساخته شود؟

‌‌تنها چاره، سازگاري با طبيعت

رفتار ما  در سد‌سازي‌ به مثابه آن است كه بخواهيم با مصرف انرژي يا دستكاري در اقليم آب و هوايي جلوي ورود زمستان را بگيريم، مي‌خواهيم جلوي خروج آب را بگيريم، مي‌خواهيم آب از گنبدهاي نمكي يا شوره‌زارها رد نشود و بيهوده به درياها نريزد. مي‌گوييم جمعيت افزايش يافته است و نياز به آب پاك بيشتر شده است. اما حقيقت اين است كه سدها براي نياز شرب ساخته نمي‌شوند وگرنه 500 قنات تهران همان‌گونه كه هم اينك نيمي از آب مصرفي تهران را تامين مي‌كنند، مي‌توانستند پاسخگوي نياز باشند؛ اگر تهراني‌ها نه 7 برابر مصرف استاندارد جهان كه 2 برابر استانداردها آب مصرف كنند. زمين فقط براي پاره‌اي آدم‌هاي خودخواه آفريده نشده است. آفرينش اين‌گونه نبوده است. نسل حيواناتي كه منقرض كرديم هرگز احياء نشد و جنگل‌ها و صحراهايي را كه سوزانديم، هرگز حيات مجدد نيافت. ماييم كه بايد سازگار شويم.

طرح خود را بر طبيعت غالب مي‌كنيم. مهندسان ما تابع منافع ملي و نياز واقعي مردم و نيز آشنا با لزوم و ضرورت حفاظت از محيط‌زيست در تصميم‌گيري‌ها نيستند و در طرح‌هايشان كمتر به ضوابط اجتماعي، اقتصادي و زيست‌محيطي بها مي‌دهند، اگر هم جايي براي اين مسئله درنظر گرفته مي‌شود بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. مشكل ما اين است كه هنوز نفهميده‌ايم كه ماييم كه بايد خود را با طبيعت سازگار كنيم نه طبيعت خودش را با ما.

منبع: همشهری آنلاین

+ نوشته شده توسط معترضان در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 9:14 |