تبليغاتX
علیه آبگیری سد سیوند

بهره‌گیری از نیروی باد در دریاها
     به تازگی برای افزایش ظرفیت تولید انرژی برق از نیروی باد، طراحی و اجرای طرح‌های موسوم به ” باد آب ” با استقرار آسیاب‌های بادی غول پیکر در فواصل دور از سواحل دریاها و اقیانوس‌ها بر روی سکوهای شناور و یا دکل‌های مهار شده در قعر دریاها توجه کارشناسان و مهندسین را به خود جلب کرده است.
توفیق در دستیابی به انرژی برق بادی در گروی وجود باد‌های تند و تداوم وزش باد هاست، به شرط آنکه در نزدیکی مناطق مسکونی نبوده و اعتراض ساکنین مجتمع‌های مسکونی  از مشاهده دکل‌ آسیاب‌های بادی را در پی نداشته باشد. پژوهشگران نروژی بر این باورند که هر دو منظور بالا با استقرار نیروگاه‌های بادی در دل دریاها و دور از سواحل دست‌یافتنی است.
     در حال حاضر تولید برق بادی در جهان حدود ۹۴ گیگا وات است که انتظار می‌رود در سال ۲۰۵۰ به حدود ۲۰۰۰ گیگاوات یا بیش از ۲۰ برابر افزایش یابد. به قرار بررسی‌های وزارت کشور آمریکا، سواحل غرب این کشور در اقیانوس آرام توان تولید ۹۰۰ گیگاوات برق بادی در سال دارد، که متأسفانه به سبب ژرفای زیاد دریا، استقرار دکل‌های خیلی بلند تا کنون ممکن نگردیده است. اما طرح آزمایشی  دور از سواحل نروژ می تواند به رویای نصب دکل‌ها در هر ژرفایی کمک کند.
     هدف از اجرای طرح “باد آب”  (HyWind)، نصب بزرگترین توربین‌های تولید برق آبی در ژرف‌ترین  نقاط  دور از سواحل دریاها و اقیانوس‌هاست که برای این پژوهش  توربین‌های ۲۳۰۰ واتی بوزن ۱۵۲ تن بکار برده می‌شود. والتر موزیال Walter Musial   مهندس ارشد انرژی تجدید‌شونده دریایی در آزمایشگاه ملی وزارت انرژی ایالات متحده آمریکا می گوید “باد آب” تکنولوژی کاملاً جدیدی شناخته می‌شود، که در آن توربین‌های بادی به بلندی ۶۴ متر بالاتر از سطح دریا، بر روی سکوی شناور و یا بر یک لوله فلزی نصب می‌شود. خلاق تکنولوژی نوین و تغییر ساز “بادآب” شرکت نروژی استات اویل هیدرو ( StatoilHydro ) است که زیر مجموعه بزرگترین شرکت نفت و گاز اسکاندیناوی است.
    داخل لوله فلزی پایه دریایی با سنگ‌های شکسته پر و لوله مذکور بوسیله سه کابل قوی در ژرفای ۱۰۰ متری به کف دریا مهار می‌شود تا سبب پایداری سکو شده و توربین را در برابر تکان‌های شدید ناشی از امواج حفاظت کند. پایداری “باد آب” در زمستان‌های خیلی سرد دریای اسکاندیناوی و تلاطم شدید جوی نشان خواهد داد که هر نقطه ژرف دریا‌ها می‌تواند محل مناسبی برای تولید برق بادی باشد. اگر همه چیز وفق مراد پیش رود، نیروگاه بادی طرح آزمایشی مذکور در فاصله ۱۰ کیلومتری ساحل نروژ در ماه سپتامبر به تولید آزمایشی برق خواهد پرداخت. برای تولید تجارتی برق بادی در سطح دریاها، توربین‌ها باید  خیلی بزرگتر از توربین‌های آزمایشی نروژی  باشد، اما نصب توربین‌های خیلی بزرگ دربالای دکل‌های بلند شناور واقع در میان اقیانوس‌ها و دریاها خود کار بسیار دشواری بنظر می رسد. برای ساخت و نصب توربین‌های بزرگتر و سنگین تر، باید گرانیگاه آنها پائینتر آید تا به سطح آب اقیانوس نزدیکتر شود. شرکت استات اویل هایدرو برای این منظور طرحی در دست تهیه دارد که توربین  به کمک جعبه دنده  در سطح اوقیانوس نصب می‌شود  تا با تغییر محل گرانیگاه  آن لزومی به نصب  توربین در ارتفاع بالا و پشت تیغه‌های باد گردان نباشد.

   پروژه “باد آب” در حال حاضر در مرحله آزمایش و پژوهش است، ولی چنین به نظر می‌آید که هزینه ایجاد نیروگاه بادی شناور در آبهای ژرف اقیانوس‌ها سرسام‌آور باشد. از طرفی بادهای اقیانوسی ضمن یکنواختی و تداوم وزش، از بادهای نزدیک سواحل  قوی‌تر هستند و به آسانی نمی‌توان از این منبع انرژی پایان‌ناپذیر صرفنظر کرد. حسن دیگر نیروگاه‌های بادی آب‌های ژرف، دور از نظر بودن آنهاست، و هر آینه روزی این فناوری موفق شود، فرصت‌های زیادی برای تولید برق بدون کربن و آلودگی در سطح سیاره زمین فراهم خواهد شد.
     در کنارپیشرفت فناوری نیروگاه‌های بادی پر قدرت و با ظرفیت‌های بالا، نیروگاه‌های بادی خانگی هم آماده ورود به بازار شده است. این نیروگاه‌ها با ظرفیت تولید ۱۲۰۰ وات و تولید سالانه ۲۰۰۰ کیلوات ساعت می توانند برق مصرفی منازل و مشاغل کوچک را فراهم کنند. برخلاف نیروگاه‌های بادی بزرگ که بارتفاع بلند ساخته می شوند و پره‌های آنها مانند ملخ هواپیما است، این نیروگاه‌های خانگی به بلندی حداکثر ۱۰ متر است که قسمت دوار آن بشکل منار مخروطی است که با بادهای کم سرعت دوران می‌کند.

 تولید برق آبی
    سهم تولید برق آبی در جهان به شیوه متداول از سدهای بلند و مخزنی در سال ۲۰۰۴ حدود ۴/۱۶ در صد کل تولید برق جهان گزارش شده، بقیه منابع تولید برق جهانی عبارتند از ۸/۱۵ در صد برق اتمی، ۸/۶۵ در صد برق فسیلی و ۲ در صد برق‌های زیست‌شناختی (بیولوژیکی)، زمین گرمایی و خورشیدی. تنها راه ممکن برای افزایش تولید برق آبی بدون احداث سدهای بیشتر که سبب بروز عوارض و خسارات زیاد زیست محیطی در بالا دست و پایین دست سدها می‌شود، بهره گیری از روش‌های  غیر متداول انرژی پتانسیل آب است، مانند حرکت امواج، انرژی جنبشی جریان آب رودخانه و انرژی جذر و مد.
     در پایین‌دست یک سد برق آبی در هاستینگ (Hasting) ایالت مینه سوتای آمریکا، آینده نیروی برق آبی در حال شکل‌گیری است. انرژی تولید شده هیدروالکتریک  یا برق‌آبی نیست، بلکه  “آب جنبش” (Hydrokinetic)  خوانده می‌شود، که از حرکت جریان آزاد آب گرفته شده است.
    نیروگاه آزمایشی “انرژی آبی سبز” اولین طرح “برق آب جنبش” آمریکاست که گواهی دولت فدرال را تحصیل کرده و در سرمای  شدید زیر صفر نصب و در ژانویه ۲۰۰۹ براه افتاد. جریان تند خروجی یک نیروگاه برق آبی سبب دوران  پروانه سه تیغه ۶/۳ متری موسوم به توربین آب جنبش شده و برق تولید می‌کند.
     فناوری “برق آبی سبز” شبیه توربین‌های تولید برق از جذر و مد در اروپاست که متناسب با حرکت یکطرفه جریان آب بهینه سازی شده است( در نیروگاه‌های برقی جذر و مد آب توربین‌ها در دو جهت ورودی و خروجی عمل می کند). از فناوری “برق آب جنبش” فقط  در رودخانه های با جریان آزاد و کافی می توان استفاده کرد.
    در تولید انبوه، توربین‌ها باید سری ساماندهی شوند، تا از طریق ارتباط آنها با تاسیسات برقی سدهای برق آبی اتصال آنها به شبکه سراسری برق ناحیه ای تسهیل گردد. کارشناسان آمریکایی ادعا کرده اند فناوری “برق آب جنبش” از فناوری برق بادی ارزانتر تمام می شود( ۴ تا ۷ سنت برای هر کیلووات ساعت در برابر ۱۰ سنت در کیلووات ساعت برق بادی).
     در حال حاضر، هدف تولید ۱۰۰ کیلووات برای تامین مصارف ۴۰ خانه است، اما پرسش  موجود اینست که جمعیت آبزیان رودخانه با حضور توربین بدون کربن در مسیر جریان آب رودخانه سازگاری خواهند داشت یا خیر.

    سوخت زیست شناختی (بیولوژیک)
     پژوهشگران در تبدیل خزه‌ها و جلبک های دریایی به سوخت بیولوژیکی و استفاده از متیل (ریشه هیدروکربن یک ظرفیتی) برای تبدیل گاز کربنیک به متان ازمؤلفه‌های گاز طبیعی  به توفیق چشم‌گیری دست یافته‌اند.
     اگر چه اتانول پر مصرفترین انرژی بیولوژیکی امروز شناخته شده، ولی به زحمت نوشداروی وضع پریشان انرژی تلقی می‌شود. پژوهشگران در تلاشند تا هر چه بیشتر مواد آلی مانند نیشکر، جلبک، علوفه، فاضلاب و حتا زباله‌های بیمارستانی را برای مقاصد ترابری و تولید برق به انرژی با آلوده گی کمتر تبدیل کنند. تولید کنونی انرژی بیولویکی حدود ۶۴۳۰۰۰ بشکه در روز است که نیاز سال ۲۰۵۰ حدود ۳۴ میلیون بشگه در روز برآورد شده است. کانال‌های شهر ونیز ایتالیا یکی از منابع مهم تولید انرژی سبز شناخته شده که می تواند قابلیت تولید برق در سطح بازرگانی را هم پیدا کند. یک نیروگاه ۶/۲۷۲ میلیون دلاری در انتظار مجوز تولید برق از مصرف سوخت بیولوژیکی جلبکهای کانال هاست. برای تامین سوخت نیروگاه، جلبکهای کانال جمع آوری و در یک رآکتور بیولوژیکی ۲۶ فوتی کشت ( کود دهی با گاز کربنیک همان نیروگاه) و خشک شده و بعد از استخراج شیره آن و افزودن مواد قلیا یی به سوخت بیولوژیکی تبدیل می‌شود. پیش‌بینی شده نیروگاه در سال ۲۰۱۱ بتواند ۴۰ مگاوات برق (با کمترین آلودگی کربن) تولید کند که بعد از تامین مصارف بندر بقیه آن در اختیار انواع کشتی ها و شناورهای پهلو گرفته در بندر قرار گیرد.

این مقاله از تارنمای مهار بیابانزایی گرفته شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 11:28 |
 

فعالان محیط زیست انتظار داشتند که با انتخاب یک فرد کاردان برای ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست، سیاستهای فاجعه‌بار زیست‌محیطی متوقف شود و زیستبوم ایران فرصتی برای تنفس بیابد. ظاهراَ این امید نقش بر آب شده است.

 

دویچه‌وله

در آستانه‌ی شکلگیری دولت جدید، فاطمه واعظ جوادی نیز با ریاست سازمان حفظ محیط زیست وداع گفته است تا فرد دیگری جای او را بگیرد. طرفه اینکه این سازمان تنها نهاد تابع ریاست جمهوری است که هنوز رئیس آن تعیین نشده، امری که برخی از محافل هوادار محیط زیست با نگرانی به آن نگاه کرده‌اند. آنها این گمانه را مطرح کرده‌اند که این پست برای این یا آن نامزد پست وزارت که از سد مجلس عبور نکند، خالی نگه داشته شده و مسئله‌ی تخصص و کاردانی طبعاَ در چنین انتصابی بی‌اهمیت است.

در میان نامزدان مطرح ابتدا چهره‌های باصلاحیتی به چشم می‌خوردند که از سالها پیش در سازمان محیط زیست مشغول به کار بوده‌اند و از دید فعالان محیط زیست، کارنامه‌ی نسبتاَ قابل اعتنایی دارند. دکتر محمدباقر صدوق و دکتر علي اشرفی‌پور شاخص‌ترین این چهره‌ها بودند. اما در کنار این نام‌ها، کسانی هم اسامی‌‌اشان مطرح بود که فاقد صلاحیتهای لازم برای ریاست بر سازمان مهمی همچون سازمان محیط زیست هستند. برخی از معاونان کنونی و سابق احمدی‌نژاد از این جمله‌اند.

"ساختاری متناسب با نیازهای امروز"

احمدی‌نژاد در مصاحبه‌ی تلویزیونی هفته‌ی پیش خود گفت: «در حوزه محيط زيست به اين نتيجه رسيديم از يکی از آقايان استفاده شود. اگر چه به لحاظ فهم محيط زيست خانم‌ها ارجحند اما ساختار محيط زيست کشور متناسب با نيازهای امروز نيست و بايد تغيير کند.»

به این ترتیب، بر خلاف سال‌های گذشته، رئیس سازمان حفظ محیط زیست یک مرد خواهد بود. ولی آیا کسی به این مقام منصوب خواهد شد که کاردان و صاحب صلاحیت باشد و "ساختار محیط زیست کشور را متناسب با نیازهای امروز" تغییر دهد؟

اهمیت این سؤال از آن روست که سازمان حفظ محیط زیست مسئول حفظ سلامت و امنیت طبیعت و نسل‌های مختلف شهروندان است. این نهاد اگر بخواهد نقش خود را درست ایفا کند، باید فرهنگ شهرنشینی و نیز توسعه اقتصادی و صنعتی در ایران را به مسیر درستی که ناقض سلامت و حفظ محیط زیست نباشد هدایت کند و در برابر جنون توسعه‌و رشد اقتصادی بی‌در و پیکر و نافی حفظ محیط زیست بایستد. در این راستا، در کنار ارتقا فرهنگ حفظ محیط زیست در جامعه، بخش بزرگی از فعالیت‌های این سازمان در ایران معطوف به چالش با خود با دولت و به ویژه وزارت‌خانه‌هایی مانند نفت، راه و ترابری، صنایع، نیرو و کشور است. بنا به تجربه، این نهادها در صدور اجازه یا احرای مستقلانه‌ی طرح‌ها و پروژه‌های صنعتی و زیرساختی اغلب مصالح و منافع زیست‌محیطی کشور را نادیده می‌گیرند.

مشکل ذهنی با حفظ محیط زیست

نگاهی به کارنامه‌ی دولت نهم در مجموع و سازمان محیط زیست به طور خاص نشانگر آن است که محیط زیست یکی از قربانیان رویه‌ها و مشی‌های ۴ سال گذشته بوده است، به ویژه که بخش بزرگی از دولت به لحاظ فکری با مسئله محیط زیست مشکل داشته است. پرویز داودی، معاون اول احمدی‌نژاد، فروردین امسال در جمع نخبگان بسیج اعلام کرد که «موضع گيري طرفداران حفظ محيط زيست در جهت مطامع غرب است و غربي ها که راه توسعه را خود از گذشته آغاز کرده بودند اکنون با طرح اين گونه مسائل و از جمله کنترل جمعيت مي خواهند مانع از پيشرفت ما بشوند.»

در همین راستا، نهاد باسابقه‌ای همچون "شورای عالی محیط زیست" که در تاریخ ۴۰ ساله‌ی خود مبتکر تدوین و تصویب شمار زیادی از آیین‌نامه‌ها و مقررات مربوط به حفظ محیط زیست بود منحل اعلام شد و از سوی دیگر، کسی در رأس سازمان محیط زیست قرار گرفت که به لحاظ صلاحیت و کاردانی کمتر با کارکرد و وظایف این سازمان آشنا بود.

ترازنامه‌ای غم‌انگیز

به نوشته‌ی خبرگزاری مهر، انفعال و فقدان تخصص در مدیریت، پایین آمدن شاخص پایداری، کاهش رتبه کشور در رتبه‌بندی‌های زیست محیطی جهانی، تخریب گسترده‌ی زیستگاه‌ها، تالاب‌ها و... همه و همه نشان از کارنامه مردودی دولت نهم در مدیریت و مراقبت محیط زیست ایران دارد. مهر در معرفی جزئیات بیشتری از کارنامه‌ی دولت نهم به مواردی همچون بی‌توجهی به چشم‌انداز توسعه کشور، تخریب گسترده تالاب‌های بین‌المللی ایران، راهسازی بی سابقه و پرشتاب در مسیر زیستگاه‌ها و تالاب‌ها در سال‌های اخیر، ترکیدگی لوله‌های نفت در مسیر رودخانه‌ها و سدهای حیاتی کشور، آلودگی روزافزون هوا و تراکم بیش از پیش ذرات معلق و آلاینده‌های جوی بیابان‌های کشورهای همسایه، تخریب گسترده جنگل ها و آلودگی سواحل و از بین رفتن بخش عظیمی از حیات وحش اشاره می‌کند و آنها را چالش‌های عمده‌ای می‌داند که که محیط زیست ایران در چهار سال گذشته تجربه کرده است.

امیدی که بر باد می‌رود

با توجه به موارد فوق، شاید پاسخ به این سؤال دشوار نباشد که چرا ایران به لحاظ عملکرد و پایداری محیطزیست ظرف ۵ سال گذشته از مقام ۱۳۲ در میان ۱۴۸ کشور به مرتبه‌ی ۱۳۷ سقوط کرده است.

این که چه کسی در رأس سازمان حفاظت محیط زیست قرار خواهد گرفت، شاید نشانه‌ای به دست دهد که در دولت جدید احمدی‌نژاد، در همچنان بر پاشنه‌ی ۴ سال گذشته خواهد چرخید یا سیاستی کم و بیش متفاوت در زمینه‌ی حفظ و نجات زیست‌‌بوم ایران راهنمای دولت خواهد شد. با خبری که روز چهارشنبه، ۴ شهریور از سوی سایت خبری "سبزپرس" منتشر شد به نظر نمی‌رسد که امید چندانی به تغییر و تحول وضع موجود باشد. به نوشته‌ی "سبزپرس"، محمدجواد محمدی، استاندار سابق خراسان و معاون اسبق خدمات شهری شهرداری تهران در زمان شهرداری محمود احمدی‌نژاد، نامزد اصلی ریاست سازمان حفاظت محیط زیست است. محمدی از نزدیکان احمدی‌نژاد به شمار می‌رود و رشته‌ی تخصصی‌ (کارشناس ارشد بهداشت) و سابقه‌ی مدیریتی‌اش ربطی به محیط زیست ندارد.  

فرید وحیدی ـ دویچه‌وله

+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 12:19 |
اصفهان زيباترين شهر جهان در خاموشی زاينده رودش اندوهگين و افسرده است.

در ارديبهشت ماه - دومين ماه بهار بسيار پرباران امسال - در دو سوي پل‌هاي زيباي اين شهر كه از شاهكارهاي معماري جهان به شمار مي‌روند، زنده رود چنان فروخشكيده كه رهگذران ديگر نيازي به گذشتن از روي پل‌ها احساس نمي‌كنند و گام زنان بستر پهناور و خشك را مي‌پيمايند. گفته مي‌شود در بالادست، آمار بارندگي در برخي روزها به بيش از 300 ميلي متر هم رسيد اما پل خواجو، پل شهرستان و سي و سه پل سوگواراني در ميان سوگواران ساحل نزديك‌اند.

 آنچه در پي‌مي‌آيد گزارشي است در باره علت خشك شدن زاينده‌رود و تالاب گاوخوني.

اين گزارش تنها گوشه‌اي از تخريب‌هاي ناشي از ساخت وساز در حوزه‌هاي آبخيز را نشان مي‌دهد. 29 ارديبهشت روز مبارزه با ساخت وساز در آبخيز‌هاست. انتظار مي‌رود پيش از آنكه ديرشود – هر چند كه هم‌اكنون هم خيلي دير شده است - مسئولان براي جلوي‌گيري از روند لجام گسيخته ساخت‌و‌ساز در آبخيزها چاره‌اي بينديشند.

در بالادست آبخيز، ساخت سدها و سامانه‌هاي انتقال بي‌هيچ دغدغه درباره سرنوشت صاحبان آب و حقابه‌ها در پايين دست، سال‌ها و سال‌ها ادامه يافته است و البته هرگز هيچ ارزيابي‌اي از اثرات اين هجوم و تجاوز به حقوق روستائيان و جوامع بومي ‌و نيز تجاوز به طبيعت انجام نشده است. ويلاهاي كنار درياچه سد زاينده رود نيز افسانه‌هايي دارند گفتني. خروشان ماندن رودخانه و تحقق حقابه كشاورزان پايين دست و زنده ماندن تالاب گاوخوني، با پرآب ماندن درياچه سد مغايرت دارد. سد بايد پرآب باشد تا بتواند بهره برداري شود و نيز خوشي صاحبان ويلاهاي مشرف به آن منقص نشود. اين شايد عيني‌ترين دليل وجود سد زاينده رود است. وگرنه تقسيم حقابه زاينده رود از قرن‌ها پيش در شبكه‌اي بسيار منظم و انديشمندانه انجام شده بود.

شبكه سنتي زاينده رود هنرمندانه به همه جا و حتي به تالاب گاوخوني آب مي‌رسانيد. سد ساخته شد تا زمين‌هايي كه آب داشتند را دوباره آبياري كند كه البته ناتوان از مسئوليتي كه به ظاهر برايش نوشته شده بود تنها توانست محلي براي خوش گذراني گروهي خاص باشد.

پايين دست آبخيز

پس از گذر از اصفهاني كه با زاينده رود فروخشكانده شده ديگر نصف جهان نيست، اگر به دنبال سرنوشت رود باشيم با گذشتن از تاريخي كهنسال، فاصله اصفهان، دشتي، زيار، برسيان، اژيه را به طول 109 كيلومتر طي مي‌كنيم و به ورزنه آخرين شهر آبخيز در 30 كيلومتري تالاب گاوخوني مي‌رسيم. راه 110 كيلومتري ديگري اصفهان را به كوهپايه، سپس به قورتان با قلعه تاريخي عصر آل بويه آن و سپس به ورزنه با كبوترخانه‌هاي بزرگ و ساختمان‌هاي حامل معماري درخشان و پايدار بومي‌منطقه مي‌رساند. انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري شهر ورزنه، تاريخ اين شهر را از هزاره سوم مي‌دانند و شواهد زيادي از جمله بناي مسجد جامع ساخته شده روي بقاياي يك آتشكده ساساني، آراسته با كتيبه‌هاي عصر تيموري، مويد اين ادعاست. گويش خاص منطقه كه از گويش پهلوي ساساني به جامانده و نيز آداب و پوشش زنان تا اندازه زيادي هويت ديرينه اين جامعه بومي‌در پايين دست‌ترين بخش‌هاي آبخيز زاينده رود را آشكار مي‌كند.

مردم ورزنه مي‌گويند كه بخش زيادي از اراضي آنها پس از ذخيره و انحراف آب در بالادست‌ها، ديگر هيچ آبي دريافت نمي‌كند و باير و بياباني شده است. كشاورزان دسترسي بسيار كمي‌به آب دارند. با وجود خشكي زاينده رود در بالادست‌ها، زير پل آجري تاريخي ورزنه با طول 86 متر و عرض 5/6 متر و ارتفاع 6 متر كه در زمان صفويه ساخته شده، گذر آب ديده مي‌شد. گفتند كه اين در حقيقت پساب كارخانه‌هاي بالادست است كه تصفيه نشده در بستر خشكيده زاينده رود رها شده و وارد شهر ورزنه مي‌شود. اين پساب سمي، زمين‌هايي را كه حقابه شان در سد زاينده رود به ناحق ضبط شده را شور و تخريب مي‌كند. نيز ورود آن به تالاب، آخرين بازمانده‌هاي گونه‌هاي جانوري را به مرگ دسته جمعي محكوم كرده است. عكس‌هاي تالاب بيانگر سرنوشت دهشتناك تالاب و همه موجودات و جوامع وابسته به آن است. 30 كيلومتر پس از ورزنه به چاهه زاينده رود يعني به تالاب گاوخوني مي‌رسيم.

تالاب گاو خوني

آنگونه كه مردم مي‌گويند گاو خوني يا گاو خواني به معناي بزرگ چاهه است. گاو خوني25 كيلومتر طول و 15 كيلومتر عرض و 470 كيلومترمربع وسعت داشته است. اين تالاب يكي از 22 تالاب ايران به شمار مي‌رود كه در سال 1354 به ثبت پيمان نامه بين المللي رامسر رسيد. ارتفاع تالاب از سطح درياي آزاد 1470 متر و بيشينه ژرفاي آن يك متر بود. تالاب تا پيش از مرگ خود همه ساله ميزبان شمار زيادي پرندگان مهاجر مانند بود كه تالاب را براي زمستان گذراني و جوجه آوري برمي‌گزيدند. اينك تالاب نه ديگر آنگونه كه از نامش برمي‌آيد بزرگ است و نه ديگر آبي دارد.

تا دوردست‌ها نه نيزاري، نه زيستگاهي، نه ماهي و جانور آبزي، نه دوزيست و جانور كنارآبزي و نه پرنده مهاجري. هرچه هست كويري است برهوت كه زمينش از خشكي مي‌تركد و قاچ‌هاي ژرف دارد؛ كويري كه با هر وزش باد، گردوخاك و غبار پر از مواد شيميايي بجا مانده از پساب رها شده كارخانه‌هاي بالادست را به كام كودك و پير و جوان جوامع بومي‌پيرامون مي‌ريزد.

پيامد ساخت و ساز در آبخيز بر جوامع بومي

نيل پستمن، در كتاب «تكنوپلي» خود از دلباختگان تكنولوژي سخن مي‌راند و نام تكنوفيل را بر آنها مي‌نهد. تكنوفيل‌ها مانند يك عاشق به تكنيك و فناوري مي‌نگرند بي‌آنكه لحظه اي نقاب از چهره آن بردارند يا اندكي به پيامدهاي آن بينديشند. پستمن چنين ادامه مي‌دهد:« اين چنين انسان‌هايي خطرناكند و بايد با احتياط با آنان روبرو شد». سد بسيار بزرگ زاينده رود با ظرفيت ذخيره 1200 ميليون مترمكعب در 1348 به دست تكنوفيل‌هاي شركت‌هاي غيرايراني منتفع در ساخت‌وساز در آبخيزها ساخته شد. در زماني كوتاه پس از ساخت سد، روستاهاي پايين دست و نزديكترين همسايگان تالاب گاوخوني از جمله روستاي شاخ كنار متروكه شدند. كشاورزان با دستي كوتاه از همه جا، زمين‌هاي موروثي پررونقشان را كه با ساخت سد به كويري بي آب و باير بدل شده بود رها كردند و به سرنوشتي نامعلوم و تلخ در حاشيه شهرها محكوم شدند.

اهالي منطقه، زمان خالي از سكنه شدن شاخ كنار را همان زمان‌ها اعلام مي‌كنند. ويرانه‌هاي اين روستاي كهنسال- در 10 كيلومتري تالاب- در پايين‌ترين نقطه رودخانه زاينده رود حكايت غم انگيز تجاوز به حقوق جوامع بومي، ناديده گرفتن حقابه آنها از رودها و پايمال كردن حقوق ديرينه چندين هزارساله آنها بر تالاب‌هاست. اهالي ورزنه مي‌گويند كه حق آنها از آب زاينده رود در اسناد بجامانده از عهد صفوي و حقابه‌هايي كه شيخ بهايي براي آنها درنظر گرفته بود بازتاب يافته است. تقسيم آب زاينده رود با كمك دانش حقيقي شيخ، چنان انجام شده بود كه تا پايين‌ترين بخش‌ها، حقابه بران سهم خود را مي‌يافتند و طبيعت نيز سهم خود را مي‌يافت.

50 سال ساخت و ساز در آبخيزها با نام توسعه، پيامدهاي بسيار ناگواري بر كوهستان‌ها و دشت‌ها، جوامع بومي‌و كشاورزان و نيز بر تالاب گاوخوني برجاي گذاشت. غصب حقابه‌ها كم كم از روستاهاي مجاور تالاب به سوي بالادست آبخيز به پيشروي پرداخت و بخش بزرگي از اراضي كشاورزي ورزنه را دربرگرفت. ورزنه از سال 1347 داراي شهرداري است و شهر به شمار مي‌رفته است. اما بخش بسيار بزرگي از اراضي كشاورزي‌‌اش به كويري خشك بدل شده است.

ورزنه تنها 13500 نفر جمعيت دارد. اين شهر اگر حقابه‌‌اش غصب نشده بود مي‌توانست گذشته از قطب كشاورزي بودن، يكي از مهم‌ترين مراكز گردشگري ايران باشد؛ به‌ويژه كه توان تواماني از يادگارهاي تاريخي و يادگارهاي طبيعي را دارا بود. اين شهر مي‌توانست تا اين حد مهاجرفرست نباشد و شايد ده‌ها و صدها برابر جمعيت كنوني جمعيت داشته باشد. ماهيگيري پررونق تالاب، بخشي از معيشت اهالي روستاهاي منطقه و نيز ورزنه را تشكيل مي‌داد و خشكاندن تالاب، ماهيگيري، شكار، گردآوري گياهان خودرو و ديگر مباني معيشتي زيستي متكي به آن را از ميان برد. بيابانزايي ناشي از ساخت‌وساز از بالاترين نقطه تا پائين‌ترين نقطه آبخيز به‌شدت محسوس است و از 50 كيلومتري تالاب كاملا چشمگير مي‌شود. خشكيدن تالاب گرد و غبارهاي دائمي‌و خشكي زياد اقليم منطقه را به دنبال داشت.

نخوت و بي بصيرتي تكنوكرات‌ها

سازمان آب منطقه‌اي سابق اصفهان كه با استاني شدن سازمان‌هاي آب در مجلس ششم به دو سازمان آب اصفهان و چهار محال بختياري تبديل شد با كمك يك شركت پرقدرت ديگر، بيش از 30 سد در پرونده ساخت و سازهاي خود دارد. از اينها بدتر سامانه‌هاي انتقال حوضه به حوضه هستند كه آب را از حوضه اي به جاي ديگر و استاني ديگر و.... مي‌برند و بدترين اثرات را بر جوامع بومي‌و روستائيان كشور داشته و دارند. گفتني آنكه اين تراوشات ذهني تكنوفيل‌هاي سدساز، جز زيان براي مردم به‌ويژه كشاورزان و روستائيان مولد خوراك،ثمري نداشته است. متاسفانه شركت‌هاي ساخت و ساز وطني پس از رفتن شركت‌هاي چند مليتي فرنگي سرازپانشناخته به ساخت و ساز در آبخيزها ادامه دادند. به قول خواجه شيراز« سرشكم آمد و عيبم بگفت روياروي/ شكايت از كه كنم خانگي است غمازم.»

ليوتار در گزارشي درباره دانش مي‌نويسد «تكنوكرات‌ها اعلام مي‌كنند كه نمي‌توانند به چيزي كه جامعه آن را به عنوان نيازهاي خود معرفي مي‌كند اعتماد كنند، آنان «مي‌دانند» كه جامعه نمي‌تواند نيازهاي خود را بشناسد، زيرا اين نيازها متغيرهايي مستقل از تكنولوژي‌هاي جديد نيستند. اين امر در واقع نخوت و بي‌بصيرتي تصميم‌گيران به شمار مي‌رود.» نخوت و بي بصيرتي ما تكنوكرات‌هاي دانش نياموخته فارغ التحصيل از دانشگاه‌هاي كشور چنان سرنوشتي براي رودها و آبخيزها و شهرها و دشت‌هاي كشور رقم زده است كه هجوم مغولان را به ياد مي‌آورد. با اين تفاوت كه مغولان پس از تصرف تمدن‌هاي كهن بي درنگ دانستند كه نمي‌دانند و ياد‌گيري دانش بومي‌ژرف ايران زمين را پيشه كردند اما تكنوكرات‌ها حتي نمي‌دانند كه نمي‌دانند و بيش از 5 دهه است كه در جهل مركب به تخريب ادامه مي‌دهند. زهي شوربختي كه اين تخريب را توسعه نيز مي‌ناميم.

منبع: همشهری

+ نوشته شده توسط معترضان در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 8:47 |

نامگذاری سال 1388 به نام سال اصلاح الگوی مصرف می‌تواند نویدبخش آغاز گامی مؤثر در گذر از جامعه مصرفی و روی آوری به مبانی توسعه پایدار در كشور باشد. به شرط آنكه همه بخشهای اقتصادی از خرد تا كلان، نیز هر سه پیكره اصلی اجرایی، قانونگذاری  و قضایی، با همكاری درست همه رسانه‌ها به این مهم بپردازند.

سدسازی در 50 سال گذشته نزدیك به یك سوم بودجه كشور را بلعیده است و كارنامه‌ای بسیار ناكارآمد و پرزیان از خود برجای گذاشته است. در حقیقت كلانترین مخاطب اصلاح الگوی مصرف همانا بخش دولتی است كه ضروری است تا این پرهزینه‌ترین و زیان رسانترین فعالیت خود را بازبینی و اصلاح كند. اصلاح الگوی مصرف دربرگیرنده الگوی مصرف منابع مالی،  اقتصادی و منابع طبیعی است. می‌توان گفت كه متأسفانه سدسازی در هدردادن منابع مالی اقتصادی و نیز منابع طبیعی كشور در طرحهای هرگز ارزیابی تطبیقی نشده خود بالاترین رتبه را داشته است.

 منبع خبر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:54 |

موزه هنرهای شرقی رم، میزبان نمایشگاهی در مورد معماری ایرانی است. این نمایشگاه که در هفته گذشته با نام «معماری پایدار» آغاز شد به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت و در آن بیش از پنجاه اثر معماری ایرانی همراه با عکس، نقشه، توضیحات و نمایش فیلم و اسلاید به بازدیدکنندگان معرفی می‌شود.

هدف اصلی از نمایش این آثار نشان دادن چگونگی انطباق معماری سنتی در ایران با اقلیم و طبیعت و نحوه غلبه کردن انسان بر مشکلات ويژه‌ای است که در هر بخش از این فلات پهناور وجود داشته است. تمرکز اصلی این نمایشگاه به طور عمده بر معماری پهنه مرکزی ایران و شهرهای حاشیه کویر و بیابانی است.

استفانو روسو، (Stefano Russo) معمار ایتالیایی که نمایشگاه بر اساس ایده‌ها و تحقیقات او در ایران شکل گرفته است، به معرفی فنون و روش‌هایی سنتی می‌پردازد که ایرانیان از گذشته‌های دور برای آسان کردن زندگی در مناطق مرکزی و بیابانی ایران به کار برده‌اند.


محل برگزاری نمایشگاه معماری پایدار / عکس: زمانه

روش‌هایی که بر گرما، خشکی، کم آبی و طبیعت خشن غلبه کرده و فضاهای ساخته شده را در شهرهای کهن به مکان‌هایی دلپذیر برای زندگی و آسایش تبدیل کرده است. این معمار ایتالیایی با همین دیدگاه به معرفی عناصری چون ایوان، بادگیر، ساباط، قنات، حوضخانه، حیاط مرکزی، آب انبار و یخچال در معماری ایرانی پرداخته است.

عناصری که همه آن‌ها ضمن انطباق با محیط اطراف و بهره گرفتن از مصالح موجود در طبیعت پیرامون، دشواری‌های زندگی در مناطق کویری و بیابانی را آسان می‌ساخته‌اند. در دهه‌های اخیر و به خصوص از اواسط دهه هفتاد و هشتاد میلادی، معماری پایدار مورد توجه بخشی از معماران امروزی نیز قرار گرفته است.

معماری پایدار به اختصار به آن‌گونه از معماری گفته می‌شود که ملاحظات محیطی و سازگاری با اقلیم را مدنظر دارد و براساس بهره‌برداری موثر از منابع طبیعی طراحی و ساخته می‌شود. در مباحث نوین معماری پایدار سعی بر آن است تا از اثرات منفی معماری جدید بر محیط زیست کاسته شود و در عوض با به کارگیری مواد و مصالح همگون با محیط و طراحی ویژه اقلیمی در مصرف انرژی صرفه جویی به عمل آید.


مخازن آب و آب‌انبارها؛ از تخت جمشید تا یزد / عکس: زمانه

یکی از الگوهایی که امروزه مورد توجه برخی از معماران جدید از جمله استفانو روسو، معمار ایتالیایی، و دیگر همکاران او قرار گرفته، تجربیات معماری گذشته در مناطق مختلف دنیاست. ایران به دلیل سابقه طولانی در معماری و همچنین شرایط ويژه اقلیمی، محل مناسبی برای رشد و توسعه شیوه‌ها و فن‌آوری‌هایی بوده است که قابلیت انطباق با محیط پیرامون خود را داشته‌اند.

برخی از عناصر معماری سنتی ایران هم اکنون در طراحی‌های جدید معماری مورد استفاده قرار گرفته‌اند. از جمله «بادگیر» که در تعدادی از پروژه‌های استفانو روسو با معماری جدید تلفیق شده است. بخش دیگری از نمایشگاه به معرفی نحوه استفاده ایرانیان از انرژی‌های موجود در طبیعت مانند آب و باد اختصاص یافته است.

معرفی سازه‌های آبی شوشتر و آبشارهای باستانی آن و همچنین آسبادها یا آسیاب‌های بادی در منطقه خراسان جزو این ساختارها هستند. نمایشگاه سعی کرده تا مخاطبان ایتالیایی خود را دورن خانه‌های ایرانی در یزد و کاشان ببرد و به آن‌ها نشان دهد در منطقه‌ای چنین گرم و خشک چطور حیاط مرکزی با باغچه بندی‌هایش در تلطیف هوای درون خانه موثر بوده است.

در معماری سنتی این منطقه همه چیز در خدمت تحمل پذیر کردن شرایط اقلیمی است. از کوچه‌ها و ساباط‌‌ها تا تقسیم بندی فضاهای درونی خانه برای استفاده در فصل‌های متفاوت سال. حتا خشت و گل و کاه‌گلی که روی سقف‌ها و دیوارها را می‌پوشاند‌، علاوه بر نقش‌های اصلی خود، به عنوان عایق نیز عمل می‌کنند.

تصویر کتاب «معماری پایدار، فلات ایران سرچمشه تمدن و الهام»

نمایشگاه همچنین در بخش مهم دیگری به معرفی تعدادی از مساجد و سایر بناهای تاریخی در شهرهای مرکزی ایران می‌پردازد. کاروانسراها، حمام‌ها و مدارس از جمله این بناها هستند. در هرکدام از این بناهای عمومی نیز بر معرفی شیوه‌های معماری پایدار و اقلیمی تأکید شده است.

بسیاری از این بناها امروز تغییر کاربری یافته‌اند و به صورت مکان‌هایی برای جلب گردشگر و توریست در آمده‌اند. کاروانسرایی در گلپایگان و خانه‌‌های ملک التجار و گلشن در یزد اکنون با تغییر کاربری به مجتمع‌های اقامتی و گردشگری تبدیل شده‌اند.

همزمان با برپایی نمایشگاه، کتابی نیز با عنوان «معماری پایدار در فلات قاره ایران» به زبان ایتالیایی منتشر شده است که به طور مفصل‌تر معماری و شهرسازی نواحی مرکزی ایران را معرفی می‌کند. در برگزاری این نمایشگاه نهادهایی همچون موسسه شرق‌شناسی ایتالیا، اداره حفاظت از میراث فرهنگی رم و استان لاتزیو، شورای سیاست‌های فرهنگی شهرداری رم، انجمن معماران رم و رایزنی فرهنگی ایران با یکدیگر همکاری داشته‌اند.

بیژن روحانی (rohani@radiozamaneh.com )
+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 10:7 |

آنچه به دنبال می‌آید مقاله‌ای است از پاتریک مک‌کالی که اگرچه در مارس 2003 نگاشته شده است؛ اما تصویری که از ساز و کارهای حاکمه بر مدیریت جهانی آب به ما می‌دهد به همان اندازه تازه و رسا است. و امروز شاید لمس چنین چیزی برایمان به مراتب راحت‌تر باشد. اگر برای لحظه‌ای هم که شده از جنین زاویه‌ای به موضوع نگاه کنیم آنگاه اصرار چنین سازمانهایی برای تعامل هر چه نزدیکتر با کشورهای جهان سومی مثل ما برایمان معنایی دیگر پیدا می‌کند. در این صورت شاید کمی محتاطانه‌تر با آنها سر یک میز بنشینیم و برایشان اجلاسهای سالانه برگزار کنیم.  

راهنمایی مختصر درباره مافیای جهانی آب

مافیا: گروهی از افراد مرتبط با مافیاريا؛ خصوصا گروهی از مردم با سوابق و منافع مشترک که در کسب و کار یا زمینه‌ای خاص مطرح هستند. دیکشنری مریام وبستر

شبکه در هم تنیده‌ای از گروههای متخصص، بنگاه‌ها، آژانسها و گروههای لابی در حال تلاش برای کنترل مباحث مربوط به مسائل آب و راه حلهای آنها هستند. اجلاسهای سالانه آب مهمترین گردهمایی‌های جهانی است و کارکردی شبیه به روابط عمومی برای گزافه‌گویی‌ها و خیال پردازیهای این مافیای آب جهانی دارد.

مافیای آب اغلب متشکل از تکنوکراتهایی در زمینه توسعه آبیاری و آژانسهای انرژی و نمایندگان شرکتهای چند ملیتی در زمینه آب، مهندسی و ساختمان است. آنها در تلاشند تا نشان دهند که خط مشیها و سیاستگذاریهایی که در حال اعمال فشار برای تحقق آنها هستند، برخاسته از دغدعه‌های کنترل فقر و حفاظت از زمین هستند. با این حال در واقعیت، راه حل نماهای آنها برخاسته از منافع شخصی، سازمانی، گروهی و سیاسی آنهاست.

مافیای آب سیاستهای مرسوم خود را در کیوتو، خصوصا در گزارش هیات کمدسوس camdesus panel درباره سرمایه‌گذاری آب اعمال کرد و به‌عنوان بیانیه مجمع وزرای دولت انتخاب شد.

این راه حلها عمدتا بر پایه استفاده از آژانسهای توسعه به عنوان منابع مستقیم سرمایه (به عنوان مثال برای سدهای بزرگ و دیگر پروژه‌های زیربنایی سرمایه گذاری کلان) و تامین اعتبار (برای پوشش ریسک سرمایه‌گذاران خصوصی) و به عنوان اهرمی برای اعمال فشار به کشورهای در حال توسعه برای واگذاری بخش آبشان جهت جولان متصدیان و سرمایه‌گذاران خصوصی است.

راه حلهای کم هزینه و قابل مدیریت مالی، کوچک مقیاس و قابل اجرا توسط جوامع در مدیریت آب و فاضلاب، به مافیای آب بهره کمی می‌رسانند. چنین راه حلهای کارآمد، منصف و پایداری مانند مدیریت تقاضا، جمع‌آوری باران و تکنولوژیهای با فاضلاب کمتر در طرحهای پیشنهادی و گزارشات یا اصلا جایگاهی ندارند و یا بسیار کمرنگ جلوه می‌کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 9:17 |
ما در پي ايجاد يک آرمانشهر کويری هستيم
امسال هم خشکسالی ادامه دارد. امسال هم پشت بسياری از سدها خالی است و کشور را با بحران شديد کمبود آب روبه رو ساخته است؛ بحرانی که با وجود گذشت چند سال از آغاز آن تاکنون راه حل علمی برای آن ديده نشده است و هر سال سدها خالی‌تر از سال گذشته می‌شوند. اکنون مديريت آب همچنان با وجود وعده‌های داده شده همان مديريتی است که نتيجه اش قطع برق و جيره‌بندی آب در بسياری از شهرهای ايران می‌شود. در اين ميان چند سالی است که طرح يکی از پژوهشگران ايرانی در يکی از نقاط ايران با کمک سازمان ملل اجرا می‌شود؛ راه حل علمي که در ابتدا واکنش مسئولان ايران به آن لبخند بود. دکتر سيدآهنگ کوثر تحصيلکرده در زمينه علوم خاک، فيزيک خاک و آبياری و آبشناسی جنگل است. وی که دکتراي خود را از دانشگاه ايالتی اورگن امريکا در روابط آب و خاک و گياه گرفته است، راه حل نجات ايران را از خشکسالی تغيير نگرش در مديريت آب و استفاده بيشتر از آبخوانداری می‌داند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 12:37 |

ساخت و ساز آزمندانه، برای پاسخگویی به مصرف نابخردانه

فاطمه ظفرنژاد

ارزیابی اقتصادی
ارزیابی اقتصادی سدسازی برپایه معیارهایی که عمدتا از سوی بانک جهانی تدوین شد و گسترش یافت همانند مبانی ارزیابی اقتصادی فعالیت های دیگر کمابیش از اصول رایج اقتصاد مهندسی تابعیت می کند. آنچه متفاوت است نامطمئن بودن بسیاری از مفروضات شبیه سازی شده یا مدل های ریاضی پیش بینی طبیعت است که به عدم قطعیت گسترده در تعیین کلیه هزینه های ساخت و اجرا و بهره برداری می انجامد. ازسوی دیگر تبیین درآمدهای طرح های سدسازی  غالبا با اشتباه توام است. تعیین پیامدهای زیان بار بسیار گسترده اجرا و بهره برداری نیز کاری بسیار دشوار است که محاسبات عددی و رقومی در برابر آن بسیار نارسا و ناتوان می نماید. سالهاست  که سدهای کشور از سوی مشاوران و مجریان ارزیابی شده اند و ظاهراٌ نمره بیست گرفته اند چون از  1000 سدی که پیشنهادش به هر انگیزه ای مطرح شده بیش از 500 سد ساخته شده و بیش از 200 سد در دست ساخت است که یعنی همه آنها بازدهی اقتصادی مناسبی از نظر مشاور و مجری داشته اند. 300 طرح در دست مطالعه هم حتما همگی بازدهی مناسب دارند چون کمتر کسی به املایی که خودش نوشته نمره بیست ندهد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 و ساعت 14:31 |

برگزاری همایش "سدهای بزرگ پیامدها و جایگزین ها" واکنش برخی مسئولین را به همراه داشت که ما را متهم به ارائه نکردن راهکارها و نادیده گرفتن دستاوردهای سدسازی نمود.( روزنامه ی همشهری مورخه ی ۱۳ / ۳ / ۸۷ )

نوشته ی حاضر بقلم سخنرانان همایش ( فاطمه ظفرنژاد و محمد درویش ) پاسخی است برای روشنتر شدن موضوع و بیان برخی  دلایل مخالفت با ساخت سدهای بزرگ. با سپاس از این بزرگواران همچنین خوانندگان محترم را به مطالعه ی مقالات و نوشته های متعدد ( مرتبط با مقوله ی سدسازی )  موجود در آرشیو وبلاگ دعوت میکنیم. 

 

فاطمه ظفرنژادہ

آب تجديدپذير کشور سالانه 130-120 ميليارد مترمکعب برآورد مي شود. تجربه کشور نشان مي دهد کاربرد حقيقي اين آب با سدسازي کاهش مي يابد البته با تبخير سالانه بيش از 5 ميليارد متر مکعب از سطح مخزن سدهاي کشور. گزينه هاي تامين پايدار آب در حقيقت کاربرد آب تجديدپذير را افزايش مي دهند. مديريت پايدار آب عبارت است از برنامه ريزي کاربرد درست و کارآمد آب تجديدپذير و نيز بازگرداندن آن به محيط با کمترين پيامدهاي زيست محيطي و آلودگي. ناشفاف بودن فرآيند تصميم گيري درباره سدها در کشور ما به سبب مغايرت بخش آب با اصل 44 قانون اساسي، به سبب مغايرت با دستورالعمل هاي توسعه پايدار و به سبب وجود شرکت هاي دولتي پيمانکار و مشاور سدساز و کميته هاي وابسته به آنها، به مديريت بدون پاسخگويي با صرف بودجه نجومي انجاميده است. رويکرد مديريت سازه يي، گذشته از ساخت سدهاي ناکارآمد، خالي، سوراخ و خطرناک، ترويج مصرف بي رويه آب، ويراني سامانه هاي پايدار ملي، ويراني آبخيزها،. . .
 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 6:39 |
 

 سد
سدها و تجارب جهاني

 

حمید پشتوان

پس از چندين دهه تحسين سدها به‌عنوان شاهكارهاي مهندسي، اكنون نگاه انتقادآميزتري نسبت به این سازه‌ها ظهور كرده است.

سدها زیست بوم‌هاي رودخانه‌اي را از بين مي‌برند و حقوق و معيشت جوامع متأثر از طرح را تضعيف مي‌كنند. افزايش آگاهي در سطح جهان نسبت به هزينه‌هاي هنگفت زيست‌محيطي و اجتماعي سدها، در كنار موفقيت‌هاي فراوان طرح‌هاي احياي رودخانه، تلاش‌ براي برچيدن سدها را برمي‌انگيزند.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 22:19 |
فاطمه ظفرنژاد:

 

خشكسالي هر چند سال يكبار به يادمان مي‌آورد كه سدسازي و مديريت مبتني بر عرضه آب با همه هزينه‌هاي نجومي و منابعي كه برايش خرج كرده‌ايم پاسخگو نيست.
هر خشكسالي مهر باطلي بر رويكرد سازه‌اي و سدسازي به‌عنوان تنها راه حل مشكل آب مي‌زند و ثابت مي‌كند كه مديريت درست آب، اعمال مديريت تقاضاست كه بدون هزينه سرسام آور، با راهكارهاي پيشنهادي سازمان ملل، با موازين توسعه پايدار، و با اصل 44 قانون اساسي هماهنگ و سازگاراست. 
 روزنامه ی همشهری/محیط زیست

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 18:7 |

 

مهدي فريور
اين روزها سيوند (Sivand) نامي آشنا براي همه وابستگان فرهنگ ايراني است كه شماري قابل ملاحظه دارند و از آسياي ميانه تا آمريكا پراكنده‌اند. دغدغه اين وابستگان و علاقه‌مندان به تاريخ و فرهنگ ايراني آن است كه مبادا سد سيوند موجبات تخريب آثار منحصربفردي را فراهم سازد كه درون مخزن يا اطراف آن واقع‌اند و مهم‌ترين آنها پاسارگاد است. جايي كه كوروش آرميده و نخستين امپراتوري در آن شكل گرفته است .
اين نگراني از آن هنگام پيدا شد كه چند شيفته فرهنگ ايراني خبر دادند كه در اين گوشه‌دور افتاده جهان، بخشي ناشناخته از ميراث تمدن بشري در معرض ويراني ا‌ست. تب تند ايران‌دوستي را پاسخ‌هاي ناسنجيده‌ مسئولان تشديد كرد. موضوع، روي آنتن همه راديوها و تلويزيون‌هاي جهان رفت. نشريات مختلف جهان را درنورديد و در نتيجه، مسئله‌اي سياسي شد. در اواخر فروردين ماه، به‌رغم همه‌ نگراني‌هاي ابرازشده و بي‌آنكه سؤال‌هاي مطرح‌شده پاسخ گفته شوند، با بستن دهانه‌ ورودي تونل انحراف سد سيوند، آبگيري آن شروع شد.
دو هفته بعد از اين ديدار مهم كه در سكوت گذشت، ديداري از سد سيوند دست داد ....

مجله ی صنعت حمل و نقل


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:34 |
دیده بان ایران سد سیوند

سد ایلیسو زادگاه تمدن کرد و شواهد کشتار دسته جمعی ارامنه را از بین می برد

 

 

     حرکت  اعتراضی نسبت به ساخت سد ایلیسو ilisuبرنامه ای با محوریت عده ای از شهروندان انگلیسی  است که برای توقف ساخت سد ایلیسو،  بر روی رودخانه ی تیگریس  Tigrisدر جنوب شرقی ترکیه تلاش می کنند. ساخت این سد منجر به غرق شدن تقریبا 300 کیلومتر مربع و جابجایی  بین25000 تا 28000 نفر از مردم  بخصوص کرد ها در بخش حسن کیف خواهد شد.

 

      مهمترین هدف  ساخت سد، دستیابی به انرژی برق آبی آن است، اما آبیاری بهتر زمینهای کشاورزی منطقه نیز مد نظر بوده است.  اعتراض کنندگان به ساخت سد ادعا می کنند که در تصمیم گیری برای ساخت این سد  حقوق بشر و دغدغه های زیست محیطی نادیده گرفته شده اند.  سد موجب غرق شدن صدها محوطه ی  باستان شناسی از جمله شهر باستانی حسن کیف می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 11:46 |
 

روز ۲۴ اسفند برابر با ۱۴ مارس ۲۰۰۷ ، روز حرکت علیه سد های بزرگ و برای رودخانه ها ، آب و زندگی  است.
سد ها از بزرگ ترین و جدی ترین عوامل تخریب محیط زیست ، میراث فرهنگی و جوامع بومی و یکی از ژرف ترین چالش ها بر سر راه بقا و باز تولید زیست بوم ها به شمار می آیند. طی چند ساله ی اخیردر کشور ما  نمونه های زیادی از این گونه سد ها ساخته شده که عواقب آن نیز به سرعت خود را نمایان کرده است. با وجود این با کمال تاسف می توان دید که جریان ساخت و راه اندازی سدها در ایران بدل به شاخصی برای توسعه شده و با شتاب و جدیت پیگیری می شود که در صورت عدم بازنگری در این روند ، صدمات ناشی از آن در سال های آینده  برای کشور جبران ناپذیر خواهد بود.

پس بعنوان قدمی کوچک برای شروع ، ما را در برپایی هرچند مجازی این اعتراض یاری نمایید . . .
زیرا رودها برای دفاع از حق خود قادر به تکلم نیستند.

International Day of Action for Rivers

Water for Life, and NOT for Profit

On March 14, 2007, communities around the world celebrated the 10th Anniversary of the International Day of Action Against Dams and for Rivers, Water and Life

روز جهانی علیه سدهای بزرگ / شبکه ی بین المللی رودخانه ها  

برای دانلود کتابچه "راهنمای جوامع متاثر از سد" روی لینک زیر کلیک کنید
دریافت فایل


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:35 |

يك باستان‌شناس:
سياست‌زدگي در باستان‌شناسي ناصواب است
اجراي چنين طرح‌هايي نظام كنوني را بهم مي‌ريزد

يك باستان‌شناس معتقد است: در راستاي اجراي طرح تدوين سازمان نظام باستان‌شناسي كشور بايد رييس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و رييس پژوهشكده‌ي باستان‌شناسي در مقالات، نوشتارها يا ميزگردي با حضور صاحب‌نظران باستان‌شناسي ايران (جوانان، پيشکسوتان، اساتيد دانشگاه، پژوهشگران سازمان و پژوهشگران آزاد) ضرورت، اهداف و برنامه‌هاي تشکيل «سازمان نظام باستان‌شناسي» را تشريح و به‌صورت ملموس و شفاف بيان كنند. . .

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 2:7 |
سد سیوند محیط زیست میراث فرهنگی
 سام خسروي‌فرد

آن سامانه حفاظت طبيعت كه فقط بر منافع شخصي تكيه كند به طرز نااميد كننده‌اي نامتوازن است.

اين سامانه بسياري از عناصر جامعه زيستمندان را كه ارزش تجاري ندارد، اما تا آنجايي كه مي‌دانيم براي عملكرد سالم آن لازم است، ناديده مي‌گيرد و در نهايت آنها را نابود مي‌كند. 

آلدولئوپولد

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 12:56 |
سد سیوند محیط زیست میراث فرهنگی
 محمد درويش
در سامانه مديريت حاكم بر پژوهش، به ويژه در بخش تحقيقات منابع طبيعي كشور، اغلب مشاهده مي‌شود كه كه ستاده‌ها و بروندادها تناسبي درخور با استعدادها و توان‌هاي علمي سرمايه‌هاي انساني نهادهاي علمي پژوهشي و آموزشي كشور ندارد.

به ديگر سخن، «تصميم‌گير»هاي كشور نتوانسته‌اند، آن گونه كه سزاوار مي‌نمود، «تصميم‌ساز»ها و كارآفرينان را به غليان انداخته و استعدادهاي بالقوه ايشان را بالفعل سازند. رخدادي كه سبب شده، نه‌تنها كارمايه‌ها (انرژي‌ها) به هدر رود، بلكه ضريب رضايت‌مندي از شغل نيز كاهش يابد.بي‌گمان در بروز اين رخداد، عوامل و مؤلفه‌هاي فراواني نقش دارند كه برخي از آنها چندان پيچيده هم نيست و راهكار خروج از آن هم بسيار ساده مي‌نمايد.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 12:47 |

اسدالله افلاكي:
دور نيست، همين نزديكي‌هاست در جنوبي‌ترين نقطه پايتخت، اسماعيل‌آباد و روستاهاي ديگري چون عظيم‌آباد، قوچصار، درسون‌آباد و... واقع شده‌اند روستايي‌هايي كه وجه مشتركشان همجوار بودن با پالايشگاه نفت است.

ساكنان اين روستاها سال‌هاست عادت كرده‌اند هواي آلوده و دودناك را تنفس كنند هوايي كه تحمل ‌آن براي يك رهگذر عادی دشوار است .

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 19:26 |

زهرا سپیدنامه

صداي خش‌خش مي‌‌آيد. كمي آن‌سوتر از جايي كه مونا ايستاده، علف‌ها تكان تكان مي‌خورند؛ انگار با يك حركت سريع، جسم متحرك خال خالي از چند قدمي او مي‌گريزد. يك جاي پاي تازه اينجاست؛ بله، پلنگ اينجا بوده و طبق معمول مونا را زودتر ديده است. پلنگ به‌ندرت پيش چشم آدم‌هاي زنده ظاهر مي‌شود؛ هر قدر كه آن آدم نترس باشد؛ هر قدر هم كه پلنگ نقطه مهم زندگي آن آدم باشد. حالا مونا دلش به همين جاي پاها خوش است؛ اين تكان‌هاي ناگهاني بوته‌ها؛ همين گريختن‌هاي اسرارآميز. مونا معتقد است پلنگ، سلطان واقعي حيوانات است؛ مقتدر، باهوش، مرموز و دوست داشتني

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 19:12 |
استفاده از ظرفيت هاي گردشگري تنگه بلاغي
 

نوزدهم آذرماه يعني يک ماه پس از شروع دور تازه نقدها بر سد سيوند، رئيس پژوهشکده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در گفت وگو با خبرگزاري فارس از نصب چهار رطوبت سنج در منطقه پاسارگاد خبر داد؛ خبري که اصولاً بايد از سوي رئيس پژوهشکده حفاظت و مرمت عنوان مي شد. به اين ترتيب سازمان ميراث فرهنگي به پشتوانه کوشش انجمن هاي غيردولتي در پرونده ملي سد سيوند، اعلام حضوري کاملاً اداري و دولتي کرد. از سوي ديگر به تازگي وزارت نيرو با درخواست از شرکت هاي مشاوري که با آن کار مي کنند، دنبال کردن مطالعات زيست محيطي سدهاي ساخته شده و در حال ساخت را خواستار شد، کاري که مدت ها معطل مانده بود. اين پيروزي ها و عمل کردن يک وزارتخانه به وظايفش را بايد به افکار عمومي تبريک گفت. از جمله درخواست هاي يادشده . . .
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 3:21 |

در بيانيه تشکل هاي زيست محيطي خطاب به رئيس جمهور مطرح شد؛

احداث جاده موازي زرين گل را متوقف کنيد

 

جمعي از تشکل هاي زيست محيطي استان هاي سمنان و گلستان اعتراض خود را به احداث جاده زرين گل و صدمات وارده به جنگل ابر با برگزاري نشست و صدور يک بيانيه خطاب به رئيس جمهور اعلام کردند. در بخش هايي از متن اين بيانيه آمده است؛ جنگل ابر ناحيه يي سرد و مرطوب با پوشش جنگل هاي هيرکاني که وسعتي حدود 10 هزار هکتار، يعني يک هزارم کل استان دارد، بر فراز البرز و در 50 کيلومتري شمال شاهرود واقع شده است. جنگلي که «به علت تغيير ناگهاني ناحيه رويشي از هيرکاني به ايراني - توراني يکي از نادرترين و ارزشمندترين جنگل هاي خاورميانه بوده که به دليل چشم انداز و منظر زيبا و تنوع گونه هاي گياهي در جهان بي نظير و داراي قابليت هاي فوق العاده گردشگري و طبيعي است.» . . .
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 2:16 |

به گفته مديران و کارشناسان منابع طبيعي و محيط زيست

مصوبه جاده زرين گل گلستان تفسير به راي شده است

 

 در حالي که مسوولان منابع طبيعي و حفاظت محيط زيست، کارشناسان و فعالان و تشکل هاي زيست محيطي دو استان گلستان و سمنان نگران تخريب جنگل هاي ارزشمند هيرکاني «ابر» هستند و گذر جاده از اين مسير را مغاير اصول زيست محيطي دانسته و مخالفت خود را به صراحت اعلام کرده اند، به نظر مي رسد احداث اين جاده به موضوعي انتخاباتي تبديل شده که مي تواند با جلب رضايت ويلاسازان و زمين داران در شرايطي خاص و با دوره زماني محدود نتايج انتخابات را به نفع عده يي خاص رقم بزند.

اين گروه که به نام اجراي مصوبه استاني هيات دولت، اصرار بر احداث جاده دارند به زعم کارشناسان، مصوبه را به دلخواه خود تفسير و از موضوع اصلي خارج کرده اند. در همين حال طي هفته اخير تشکل هاي زيست محيطي دو استان با برپايي تجمع و صدور بيانيه بر اجراي صحيح مصوبه بدون اعمال نظر برخي و البته با توجه به ملاحظات زيست محيطي تاکيد کرده اند.

روزنامه ی اعتماد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 2:2 |
اسماعيل كهرم:
از بين رفتن تعداد زيادي دلفين در خليج‌فارس و درياي عمان، نام  اين جانور زيبا،

 باهوش و مفيد را برسر زبان‌ها انداخته و مردم از خود مي‌پرسند به چه گناه اين

موجودات از بين رفته‌اند؟

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 22:4 |

اسدالله افلاكي:
دلفين‌ها، ماهي نيستند. پستانداران آبزي هستندكه با ريه تنفس مي‌كنند نه با آب‌شش و همين امر آنها را در برابر آلودگي‌ها آسيب‌پذير مي‌كند. بايد به سطح آب بيايند و اگر لايه‌اي از نفت روي آب باشد آنها را مسموم مي‌كند و مي‌كشد.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 22:0 |
 آرش نورآقايي:
در اسطوره‌ها آمده كه در مركز بهشت، چشمه‌اي بسان فواره‌اي وجود دارد و 4 رودخانه از آن جاري مي‌شوند.
آب اين چشمه بعد از اين‌كه بهشت را به 4 بخش تقسيم كرد، به فراسوي حصار و ديوار بهشت راه مي‌يابد.
روزنامه ی همشهری
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 21:45 |
 . . .  به گفته خود مسئولان فرهنگي در 15 سال گذشته از حدود5 هزار آثار شناخته شده تاريخي در تهران در حال حاضر تنها 2هزار اثر بجاي مانده است.

در سايه نسيان و بي‌تفاوتي روز افزون مردم و مسئولان هر از گاهي شاهد تخريب خاموش و بي‌صداي بناهاي ارزشمند تاريخي و معاصر، منازل بزرگان و مشاهير در شهر هستيم.دستمايه اين سخنان از بين رفتن يک قلعه تاريخي در يکي از مناطق نو بنياد شهرداري تهران (منطقه 21) است؛ قلعه چيتگر که به گفته مسئولان شهرداري در سال‌هاي پيش با صدور جواز و پروانه ساخت و ساز، به تدريج ويران شده و اکنون ديگر اثري از آن بجاي نمانده است!

اما اين سؤال همچنان پا برجاست كه مسئولان مختلف از جمله مديران شهري چه كرد‌ه‌اند؟‌ا . . .  

روزنامه ی همشهری 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 1:39 |

گروه دانش:
گزارش «درياچه اروميه مي‌ميرد» که هفته پيش در روزنامه همشهری منتشر شد، با سکوت سرد مسئولان دولتي و استقبال گرم مردم روبه‌رو شد.

درحالي‌كه پس از روزنامه همشهري، برخي رسانه‌هاي ديگر هم ماجراي درياچه اروميه را مطرح كردند، اما ظاهرا كساني كه متولي اين امور هستند، دغدغه‌هاي مهم‌تري دارند.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 20:50 |
همشهری آنلاین:
پروتکل کیوتو پروتکلی برای "کنوانسیون چارچوب تغییر آب و هوای سازمان ملل"  (UNFCCC) مصوب سال 1992 با هدف کاهش گازهای گلخانه‌ای عامل تغییر آب و هوای کره زمین است .

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 13:13 |
حسینعلی مهجوری

كوه‌ها همچنان بي‌دريغ منابع دروني و بيروني خود را عرضه مي‌كنند. تأمين آب، انرژي، كاني‌ها، جنگل‌ها، مراتع، چشم‌اندازهاي زيبا و منابع تفرجگاهي همچنان به عهده كوه‌ها است. سيل بلاي طبيعي نيست، سيل واكنش متقابل و قانونمند كوهستان در برابر بهره‌برداري‌هاي بي‌رويه انسان و كاربري‌هاي نادرست اراضي از منابع بيكران آن است.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 12:59 |

 امير شفقي:
مردم داري و ارائه يك شعار ملي براي بالا بردن آگاهي ديگران درخصوص جذب   گردشگراز كارهايي است كه در فرهنگ‌سازي‌، نقشي  بسزا دارد.

حضور در نمايشگاه‌هاي خارجي گردشگري، اگرچه تأثيري مثبت در شناسايي   جاذبه‌هاي گردشگري ايران دارد اما اگر تصور كنيم كه چاپ و نمايش چند پوسترو   غرفه‌سازي‌ به سبك و سياق هخامنشي مي‌تواند به معرفي كشوري باستاني مثل ايران كمك كند، با خود صادق نبوده‌ايم و با مردم نيز.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 13:18 |

حامد عاشوري:
آب در اديان و مذاهب مختلف نقشي كليدي دارد، تمامي اديان بر اين نكته كه آب مايه حيات و منشا آبادي و آباداني و مايه تطهير و پاكي است متفق القولند.

آب در برخي اديان به‌عنوان خدا يا الهه و واسطه(عاملي) آسماني پذيرفته شده است. رودخانه‌ها، باران، درياچه‌ها، برف، طوفان‌ها، رگبارها و... اشكال مختلف آب هستند كه در اديان و فرهنگ‌هاي مختلف ستايش شده‌اند.

روزنامه ی همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 13:7 |
عبور قطار از حريم تخت جمشيد ممنوع است

هر اثر يا محوطه تاريخي- فرهنگي داراي يک محدوده به عنوان عرصه و سه محدوده به عنوان حريم درجه 1 ، 2 و 3 است. عرصه اثر يا محوطه در اطراف شاخص ترين و مهمترين بخش يک اثر تاريخي- فرهنگي ايجاد مي شود اما چنين اثر يا محوطه يي در زيست بوم شکل گرفته است، بنابراين حريم هاي سه گانه با توجه به چشم انداز طبيعي، باستاني و فرهنگي اثر يا محوطه تاريخي- فرهنگي و نيز ارتباط ساير آثار و محوطه ها با اثر يا محوطه اصلي تعيين و تعريف مي شود. محوطه جهاني تخت جمشيد يکي از همين موارد است.
 
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 4:0 |

محمد درويش

تنها چند روز از بيست و چهارمين روز از دومين ماه سومين فصل ششمين سال دهه هشتاد هجري شمسي مي گذرد. روزي که مي توانست مانند بسياري ديگر از روزهاي سال و پنجشنبه هاي آخر هفته باشد اما نيست، و گمان مي برم هيچ کس به اندازه بالاترين قدرت اجرايي کشور که مسوول حسن اجراي قانون اساسي و تحقق آرمان هاي بلند سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران است، نداند که چرا نيست؟، سندي که امروز، نخستين روز از پنجمين سال حياتش را مي گذراند. راستي که چقدر زود دير مي شود؛ انگار همين ديروز بود که در روز 23 آبان ماه 1382 رهبري نظام، سند چشم انداز را به روساي قواي سه گانه کشور ابلاغ کرد و حتي دو سال هم به دولتيان فرصت داد تا زمينه چيني هاي لازم را براي آشنايي و درک بدنه خويش با ملزومات سند تدارک ببينند تا هنگامي که رسماً - يعني از آغاز برنامه پنج ساله چهارم (1384)- اين سند کليد مي خورد، ديگر هيچ مقام دولتي نگويد؛ کي بود... چي بود... من نبودم،

روزنامه ی اعتماد      

مناظره ای که انجام نشد     حق دسترسی به اطلاعات زیست محیطی         گفت و گو با حسین آخانی پژوهشگر محیط زیست  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 3:5 |

تصوير منتشرشده از مجسمه‌ي شير در حراجي يك باستان‌شناس تاكيد كرد: مجسمه‌ي شير حراج‌شده در آمريكا براساس كتاب ايران باستان نوشته‌ي «پرادا» كه از مورخان درجه‌ي يك دنياست، به تمدن شوش تعلق دارد.

خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا)                      خبر مرتبط   

 

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 2:28 |

معاون سازمان ميراث فرهنگي در نهمين همايش باستان‌شناسي:

تاريخ ايران را بر اساس اطلاعات باستان‌شناسي مي‌نويسيم

خبرگزاري فارس: معاون سازمان ميراث فرهنگي ـ طه هاشمی ـ گفت: با كمك پژوهشكده فرهنگ و تمدن كه در دوره رياست رحيم مشائي در سازمان شكل گرفته است شروع به نوشتن تاريخ ايران با اتكا به اطلاعات باستان‌شناسي خواهيم كرد.

پرسش اینجاست: وقتی اساس اطلاعات باستان شناسی یا به زیر آب می رود! یا با انجام پروژه های عمرانی؟! نابود می شود! ویا . . . آیا سخن گفتن از نگارش تاریخ به اتکاء اطلاعات باستان شناسی به یک شوخی شبیه نیست؟! شاید هم تاریخی به روایتی دیگر منظور نظر باشد؟!

پیشنهاد می کنیم سازمان میراث فرهنگی تاریخ نگاری تخریب آثار باستانی ـ در زمان ریاست آقای رحیم مشایی ـ را نیز در دستور کار خود قرار دهد.

(نگاهی گذرا به آرشیو وبلاگ گواهی کوچک و ناچیز بر تخریب میراث فرهنگی در  یک سال گذشته است.)

خبرگزاری فارس

 

 

+ نوشته شده توسط معترضان در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 3:22 |
نگراني تاريخي از حفظ يک تمدن
 اعتراض شاکيان به ساخت و بهره برداري سد سيوند از سازمان ميراث فرهنگ و صنايع دستي و وزارت نيرو همچنان ادامه دارد. نخستين بار گروهي از وکلا شکوائيه خود را به دادسراي عمومي مرودشت ارسال کردند که به خاطر استنکاف آن به دادسراي کارکنان دولت تهران منتقل شد. شاکيان اين شکوائيه به وکالت از سوي بيش از 895 موکل، از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و وزارت نيرو به اتهام «تخريب و صدمه و لطمه به ميراث فرهنگي بشري و سوءاستفاده از مقام و عدم اجراي قوانين مملکتي» شکايت کرده اند.

شمار شاکيان تا به امروز به 4300 نفر رسيده است و تاکنون از سوي بازپرس اين پرونده هيچ اقدامي براي تکميل شدن آن و اجراي خواست آغازين شاکيان، نشده است.

در بخش هايي از اين شکايت خطاب به دادستان آمده است؛
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 14:17 |
اولين قربانيان سد سيوند
 سرانجام خيلي زودتر از آنچه پيش بيني مي شد چندي پيش اولين دستاورد تخريبي راه اندازي سد سيوند به بار نشست و مرگ بيش از دو هزار جوجه فلامينگو، دوباره اين مساله را از حاشيه به متن راند و سکوت چندماهه مخالفان آبگيري سد سيوند را شکست.

اگرچه غرق شدن منطقه هاي مهم و کاوش نشده باستاني در تنگه بلاغي و تاثير مخرب رطوبت سد سيوند بر آثار تاريخي منطقه پاسارگاد، علت العلل مخالفت ايران دوستان با آبگيري سد سيوند بود، اما تخريب محيط زيست با مرگ بيش از دو هزار فلامينگو بر اثر خشک شدن درياچه بختگان، پيش از تاثير رطوبت سد به آثار تاريخي خود را نشان داد.

روزنامه ی اعتماد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 14:1 |

              سکوی سوم سد سازی جهان به چه قیمتی و با چه هدفی؟!

 

ای کاش جوجه فلامینگو ها هم زبان داشتند تا بتوانند از مسوولان ِ همیشه در صحنه ی میهن آبادمان (!) دلیل واقعی سد سازی هایشان را با این عواقب درد آور و البته مضحک (از این جهت که به نام سازندگی ویرانگری می کنند)، بپرسند. گرچه جوجه فلامینگو های زبان بسته ی بختگان ِ بخت برگشته، حتی اگر زبان هم داشتند، با دستگاه تنفسی پر شده از نمک نمی توانستند سخن بگویند چه برسد به این که اعتراض کنند!

سد می سازند که آباد کنند و توسعه دهند ویرانی را!

دیگر روی سخنم به مسوولان نیست، چرا که اگر واقعاً مسوول بودند، پاسخگوی این ویرانی های به بار آورده اشان بودند! روی سخنم با دلسوزان این مملکت است؛ کسانی که سِمتی ندارند اما بیش از مسوولان احساس مسوولیت می کنند. می خواهم به آن ها بگویم تا کِی باید شاهد این خسارات باشیم و حرکتی نکنیم؟! آیا نوشتن کافی است وقتی آن ها نمی نویسند، بلکه خراب می کنند؟! آیا هر یک از ما شخصیتی واقعی تر از این وبلاگ ها در فضای مجازی نداریم؟! آیا ما نمی توانیم یک "ما"ی واقعی شویم که حضوری ملموس تر از حضور مجازیمان داشته باشد؟....

 

نوشته شده توسط یکی از اعضای سیوند پروتست

مرتبط:

30 مرداد عزای عمومی و اعتراض وبلاگ نویسان به قتل عام پرندگان در بختگان

تصاويرتكان‌دهنده از مرگ‌ 2 هزار جوجه فلامينگو در دریاچه بختگان (مژگان جمشیدی)

جان دادن گوزن های زرد دریاچه ارومیه در میان شوره زار ناشی از احداث سد ! (مژگان جمشیدی)

 

 

+ نوشته شده توسط معترضان در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 18:2 |

از دوستان عذرخواهي مي كنم كه مدتي بود توافق كرده بوديم به وبلاگ تخصصي تر بپردازيم و موضوعات پراكنده رو كار نكنيم . اما اين موضوعيه كه نميشه به اون نپرداخت .آخه يه مطلب انتقادي اگر از زبان من شنيده بشه خيلي راحت مي شه تحت نام سياه نمايي و ساز مخالف ازش به سادگي رد شد . اما كساني هستند كه چشم بسته مي شه حرف رو ازشون پذيرفت . چون خوب ميدوني كه چيزي رو به گزافه نمي گن . براي نمونه وقتي موضوعي استاد چيره دست نگارگر , فرشچيان بزرگ رو به سخن مي یآره ديگه نمي شه به سادگي ازش رد شد ..                                 ادامه را در پيوند زير بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 17:10 |
!!!

سدها و غرور ملی !!

 انچنان که در ساخت سد باکون ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مشهود است ،  پروژه های توسعه ی اب نقش مهمی در   ایجاد غرور ملی و اعتماد به نفس در قابلیت های اقتصادی و فنی و  نمایش قدرت دولت   ها ایفا می کنند . این نقش سدها در توسعه ی انها  در کشورهای شمال و جنوب بسیار   موثر بوده است . برای مثال ساخت سد بلند اسوان در مصر و در اواخر سالهای 1950 و اوایل 1960 که توانست رود نیل را که مصریان برای هزاران سال با ان درگیر بودند مهار کند تا بعنوان مهر تاییدی  بر توانایی ها ی یک مصر خود کفا و پیشرفته باشد . بطور مشابه ساخت سد اکوسومبو  akosomboدر غنا و در اواخر سال 1950 توسط  اولین رییس جمهور کشور ، بعنوان نمادی از اراده  و خواست ان کشور برای تبدیل شدن به یک کشور کاملا پیشرفته و ایفای نقش رهبری در میان کشورهای تازه استقلال یافته ی افریقا معرفی شد . ( این در حالی بود که در حقیقت این سد در ازای منافعی ناچیز این کشور را در انبوهی از بدهی های خارجی غرق کرد ) . چنین نقشی را برای سدهای ساخته شده در اتحاد جماهیر شوروی ، چین و ایالات متحده نیز  می توان در نظر گرفت . برای مثال توسعه ی انرژی برق ابی در غرب ایالات متحده نقش نمادین مهمی را بر عهده داشته و بعنوان تاکیدی بر کارامدی و کفایت امریکایی ها در نظر گرفته می شد .

بقيه درا دامه ي مطلب

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 13:10 |
سد کارون

سد سازی برای چندین  دهه ، هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای در حال   توسعه  صنعتی پویا بوده است . در کشورهای صنعتی شمال  نظیر امریکا ، کانادا ،   نروژ ، سوئد و اتحاد جماهیر شوروی  ، سدها بعنوان منابع مهم برق ابی ، تامین کنند   ه   ی اب کشاورزی و یا بعنوان ابزارهای توسعه ی  اقتصاد منطقه ای مطرح بوده   اند .   اگر چه باید توجه کرد که در اکثر این کشور ها دوران ساخت سدهای بزرگ به پایان رسیده است . با افزایش هزینه ها و اعتراضات نسبت به این پروژه ها و با توجه به این حقیقت که اکثر مناطق مناسب برای چنین سدهایی قبلا اشغال شده اند تمرکز بر روی ساخت سدهای اینچنینی به کشورهای در حال توسعه منتقل شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معترضان در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 0:5 |